نظرِ پاك تواند رخ جانان ديدن كه در «آيينه» نظر جز به صفا نتوان كرد
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم[1]

الحمد الله والصلوه و السلام علی رسول الله  و علی آله آل الله من الان الی لقاء یوم رحمه الله.

قبل از همه مصیبت در گذشت نابهنگام حجه الاسلام والمسلمین اقای افضلی ره را خدمت مردم افغانستان، مخصوصا مردم جاغوری و پشی تسلیت و تعزیت عرض می کنم و همچنین مراتب تسلیت خود را خدمت خانواده محترم افضلی به خصوص والدین گرامی، همسر مکرمه، خواهر، فرزندان آن مرحوم مصطفی، مرتضی و سمیه و برادران ارجمندش آقایان حاجی عارف و محمد اکرم و سایر بازماندگان مرحوم مغفور حجه الاسلام والمسلمین آقای افضلی تسلیت عرض می کنم.

 موضوع صحبتم را در این جلسه در مورد عوامل موثر بر شخصیت انسان قرار داده ام خداوند ثواب از این جلسه، ختم قرآن کریم و خیرات و نذورات که می شود را به روح مرحوم افضلی عاید و واصل گرداند و روح ایشان را از جمع ما مخصوصا از بازماندگان ایشان شاد و راضی گرداند.

انسان موجودی پیچیده ای است که به همین خاطر برخی انسان را به موجود ناشناخته تعریف کرده است و حضرت امیر (ع) نیز در مورد انسان بیان داشته است که "اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر" یعنی تو گمان می کنی که انسان همین اندام کوچک است در حالیکه دنیای بزرگی در انسان تعبئه شده است.

برای ساختن شخصیت انسان شرایط و عواملی گوناگونی لازم است که برخی آن در اختیار انسان است اما برخی دیگر خارج از اختیار انسان است. میزان تاثیر گذاری عوامل و شرایط مختلف در تکوین شخصیت انسان یکسان نیست.

تعریف شخصیت:

 اصطلاح شخصیت هر چند بسیار ساده و روشن به نظر می رسد و در ابتدا به نظر می رسد که  نیاز به تعریف آن نباشد اما اینگونه نیست زیرا برای شخصیت تعاریف گوناگون بیان شده است که نیاز است تعریفی مشخص و دقیق از آن بشود. شخصیت را بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی این گونه تعریف کرده اند: شخصیت عبارت است از مجموعه اعتقادات یا اندیشه و رفتار مخصوص یک فرد. بنا براین شخصیت دو ویژگی دارد که یک بخش آن مربوط به اعتقادات و اندیشه و باور انسان می گردد و بخش دیگر مربوط به رفتار خارجی انسان می گردد. این دو بخش می تواند شخصیت انسان را بسازد که اولی آن حالت نرم افزاری را دارد و دومی که رفتار باشد حالتی سخت افزاری را دارد.

 همانگونگه که اشاره شد دو دسته عوامل در تکوین شخصیت انسان موثر است که بخش اول آن را می توان تحت عنوان عوامل غیر اختیاری مورد بحث قرار داد.

-         عامل غیر اختیاری:

مقصود از عوامل غیر اختیاری عواملی است که در ساختن شخصیت فرد موثر است اما انسان خود در آن عوامل نمی تواند دخالت کند و تاثیری در آن ندارد که این دسته از عوامل نیز زیاد است که در ذیل به برخی آن اشاره شده و به برخی دیگر بصورت مفصل تر پرداخته می شود.

1.      محیط اجتماعی:

 یکی از عواملی که در ساختن شخصیت فرد موثر است محیط اجتماعی است. انسان با توجه به محیطی که در آن بزرگ می شود از پیرامون خود ارزشها، باورها و رفتارهای را می آموزد. بخش از هنجارها و قواعدی رفتاری که ما همواره مطابق آن عمل می کنیم و جامعه به خاطر رفتارهای همنوای ما با آن ما را می پذیرد از محیط پیرامونی یاد گرفته می شود.

2.      استعداد:

 خداوند در نهاد و طبیعت انسان استعدادهای متفاوتی قرار داده است. انسان ها از استعداد و توانایی فکری و ذهنی یکسانی برخوردار نیست. همین تفاوت که در اختیار انسان نیست می تواند زمینه های شخصیتی متفاوتی را به وجود آورد و اینده و شخصیت متفاوتی را برای افراد جامعه رقم بزند.

3.      توانایی جسمی:

 توانایی ذهنی و جسمی نیز در افراد جامعه متفاوت است و همه افراد جامعه دارای توانایی ذهنی و جسمی یکسان نیست و این امر نیز می تواند بر شخصیت انسان تاثیر بگذارد در حالیکه در اختیار انسان نیست. کسی که ذهن قوی دارد و از توانایی جسمی سالم و خوبی برخوردار است می تواند ظرفیت وجودی خود را بهتر ارتقاء بخشیده و شخصیت موثر تری را داشته باشد، برعکس کسی که توانایی ذهنی و جسمی ضعیف تری دارد چون توان فراگیری و جسمی وی ضعیف است لذا شخصیتی را که در آینده کسب می کند نیز ضعیف خواهد بود. و از همین سنخ می توان به تمایلات، سلایق و غرایز متفاوت افراد اشاره کرد که در اختیار انسان نیست اما بر شخصیت انسان تاثیر می گذارد به قول شاعر هر کسی را بهر کاری ساختند  حب آن را در دلش انداختند

4.      منزلت انتسابی یا جایگاه خانوادگی

یکی از عوامل که در ساختن شخصیت انسان بسیار موثر است اما خارج از اختیار انسان می باشد عبارت است از موقعیت خانوادگی انسان. موقعیت خانوادگی نعمتی است که در اختیار انسان نیست اما تاثیر زیادی بر شخصت فرد می گذارد. انسان بخش از مهمترین دوران زندگی خود را همراه خانواده سپری می کند و ارزشها، باورها و رفتارهای بنیادی و اساسی را از اعضاء خانواده خود یاد می گیرد. به همین خاطر است که مذهب قریب به اتفادق مردم با مذهب اعضاء خانواده اش یکسان است. انسان از خانواده خود زبان، اعتقادات مذهبی و هنجارهای اجتماعی را یاد می گیرد و مطابق آن عمل می کند. فرهنگ که عبارت است از ابعاد آموخته شده بشر بخش مهم شان از خانواده یاد گرفته می شود.

خانواده خوش نام می تواند غرور آفرین باشد و انسان به آن افتخار کرده و با سربلندی زندگی می کند و تلاش می کند تا با رفتار منفی خود  زمینه سرشکستگی را برای خانواده خوش نام  خود فراهم نسازد. افراد جامعه نیز وقتی رفتار انحرافی را از کسی که متعلق به یک خانواده نجیب است می بیند، تعجب کرده و به وی خواهد گفت از شما بعید است که چنین رفتاری انجام دهی و این نوع واکنش خود باعث می شود تا فرد رفتارهای خود را کنترل نموده و رفتارش را درست انجام دهد. خانواده با نجابت می تواند مسیر زندگی فرزندش را مشخص کرده و فرزندش را به سمت اینده درخشان راهنمایی و هدایت کند.

مرحوم افضلی به یک خانواده خوش نامی تعلق داشت که از افتخارات این خانواده این است که در درون آن فرد بی کار، مزاحم و مضر وجود ندارد. حجه الاسلام اکبری پدر مرحوم افضلی از ملاامامان منطقه است که عمری را در خدمت فرزندان و نونهالان وطن بوده است و به آنها سواد خواندن و نوشتن، قرآن، احکام و عقاید آموزش داده است. مامای ایشان مرحوم استاد فیاضی است که عمرش را در راستای تبلیغ دین اسلام سپری کرد. برادر ایشان حاجی عارف از افراد خیر و متدین است که در زمان حضورش در عربستان برای مردم منطقه زمینه کار و فعالیت اقتصادی را فرهم ساخت و همچنین وقتی به تهران برگشت باز هم با راه اندازی کارخانه ی زمینه اشتغال را برای چندین نفر ایجاد کرد. یکی از برادران ایشان در هلمند استاد دانشگاه است که برای خدمت به مردم کار می کند. سایر برادران مرحوم افضلی نیز هر کدام به نوبه خود و به اندازه خود مشغول فعالیت اقتصادی بوده و در جامعه خود موثر است و توانسته است زندگی آبرومندانه ی را برای خود و خانواده اش فراهم سازد.

خانواده خوب و خوش نام نعمتی است که مرحوم افضلی از آن بهره مند بود و با حمایت آنها توانست مسیر درستی را پیدا کرده و در آن پیشرفت چشمگیری داشته باشد.

در مورد داشتن خانواده خوب و افتخار کردن به آن هر چند دو نظریه وجود دارد که برخی معتقد است انسان نباید به خانواده خود افتخار کند لا تقل اصلی و فصلی ابدا و هر کس که فخر خویش به اجداد می کند چون سگ به استخوان دل خود شاد می کند. اما باید توجه داشت که اگر خود انسان دارای شخصیت سالم نباشد و صرفا انسان دلش را به شخصیت نیاکان و بزرگانش شاد نماید این امر مذموم بوده و قابل تایید نیست و در قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره شده است که خداوند می فرماید: لا انساب بینهم یومئذ یعنی امروز هیچ نسب و افتخارات خانوادگی بدرد نمی خورد و مهم اعمال و شخصیت خود فرد است که چگونه است.

اما اگر انسان دارای شخصیت خوب در جامعه باشد بدون شک داشتن خانواده خوش نام یک افتخار برای فرد است و از تعلق داشتن به چنین خانواده که بخش از شخصیت انسان مرهون داشتن این نوع خانواده است انسان احساس غرور و افتخار می کند که در سیره امامان و شخصیت های دینی ما نیز مکرر دیده شده است که در ذیل به برخی آن اشاره می شود.

ا. در زیارت وارث که از زیارت های مأثوره است آمده است: اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره یعنی شهادت می دهم که تو –ای حسین- نوری در صلب های مردان شامخ و والامقام و در رحمهای بانوان پاک و عفیف بوده ای. پاکی و نجابت خانواده باعث افتخار است که در این زیارت به آن افتخار شده است.

ب. در متون فقهی که برگرفته شده از روایات و احادیث است نیز به اصالت خانوادگی تکیه شده است و در مورد پیوند زناشویی آمده است که: و لیتخیر الکریمه الاصل یعنی یکی از مواردی که لازم است شخص در امر ازدواج به آن توجه کند اصالت خانوادگی است. فرد لازم است همسری را از خانواده اصیل و گرامی و نجیب انتخاب کند. در ذیل همین امر حدیثی از رسول خدا نقل شده است که حضرت فرمود: ایاکم و خضراء الدمن قیل یا رسول الله و ما هو خضراء الدمن؟ قال: امرئه حسناء فی منبت السوء یعنی از علف های سبز و خرمی که در زباله ها می روید اجتناب کنید شخصی از حضرت سوال کرد "خضراء الدمن چیست؟ حضرت فرمود: زن زیبایی که در خانواده بد تربیت شده است.

ج) حضرت زینب و سجاد در مجلس یزید اصالت خانوادگی خود را یادآوری کردند.

داستان حضرت زینب و اصالت خانوادگی

در کتب تاریخی به این قضیه اشاره شده است که وقتی بعد از حادثه عاشورا اهلبیت امام حسین را اسیر کردند و به سمت شام بردند یزید اسراء را در حضور خود طلبید و در حالیکه سر بریده امام حسین را در مقابل خود گذاشته بود با چوب خیزران بر لب و دندان مبارک آن حضرت می زد و می گفت خداوند اینها را ذلیل و خوار کرد. در اینجا حضرت زینب طاقت نیاورد و رو کرد به یزید و چنین فرمود: ای فرزند آزاد شده می دانی بر لب و دندان چه کسی با چوب می زنی؟ این حسین نواسه پیامبر است و آن وقت خانواده خود را برای وی معرفی کرد. و در پایان فرمود: یزید! آیا این انصاف و عدالت است که زنان تو پشت پرده باشد و زنان اهلبیت امام حسین و پیامبر در انظار نامحرمان باشد. بعد حضرت زینب اشاره به خانواده بد نام یزید نموده و فرمود: من از عجب کسی انتظار انصاف و عدالت را دارم از کسی که مادر وی جگر شهداء را پاره کرده و می خورد و گوشتش از خون و گوشت شهدا روییده است.

در اینجا حضرت زینب هم اشاره به خانواده خوش نام و اصیل خود نمود و به آن افتخار کرد و هم اشاره به خانواده بدنام یزید نموده و آن را مایه ننگ و عار دانست.

داستان امام سجاد و اصالت خانوادگی

در شام یزید خطیبی درباری را دستور داد تا بر فراز منبر قرار گیرد و در حضور مردم و اسراء سخنرانی کند. خطیب مزدور بلند شد و هر چه توانست در مذمت امام علی و امام حسین دروغ بافت و آنها را زیر سوال برد. و از آن طرف یزید و معاویه را مورد تمجید و تکریم قرار داد و چاپلوسانه آنها را مدح کرد.

بعد از ختم سخنرانی امام سجاد به یزید رو کرده و فرمود: اجازه می دهید من هم روی این چوبها روم و برای مردم سخن بگویم. یزید تعلل کرد و از رسوا شدن و بر ملاشدن حق ترسید اما سر انجام با اصرار مردم حاضر شد به امام سجاد اجازه دهد تا برای مردم سخنرانی کند. امام سجاد وقتی بر فراز چوبها قرار گرفت بعد از حمد و یاد خدا و نعمت های که خداوند به این خاندان عنایت فرموده است خود و خانواده اش را برای مردم معرفی کرد و فرمود ما خانواده ی هستیم که خداوند ما را برگزیده است و علم، حلم، شجاعت و... را به ما عنایت کرده است. رسول خدا از ما است، لسان صدق امت از آن ما خانواده است ما فرزند مکه و منا، زمزم و صفا و... هستم و به این ترتیب اصالت خانوادگی اش را برای مردم باز گو کرد و حق را برای مردم روشن ساخته و بار دیگر اتمام حجت نمود. یزید که آبروی خود را بر باد رفته دید به موذن دستور داد اذان بگوید و همین که موذن به اشهد ان محمد الرسول الله رسید حضرت اشاره به موذن فرمود: موذن ساکت باش و آنگاه رو کرد به یزید این رسول خدا جد تو است یا جد من.

- عامل اختیاری یا منزلت اکتسابی

بخش از شخصیت انسان مرهون تلاش های خود انسان است که فرد بر اثر تلاش می تواند آن را بدست آورد و شخصیت خود را بسازد. عوامل غیر اختیاری بیشتر زمینه و استعداد است که بر اثر تلاش می تواند فعلیت پیدا کند. در ذیل به برخی از مهمترین مولفه های این بخش اشاره می شود.

1.      کسب علم:

یکی از عواملی که در زندگی و شخصیت انسان بسیار تاثیر گذار است مقدار دانایی و علم است. از امام علی روایت شده است که حضرت فرمود: قیمه المرء ما یحسنه یعنی ارزش انسان در مقدار دانایی انسان است. و در قرآن کریم نیز آمده است که یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوالعلم درجات. یعنی خداوند مقام و ارزش مومنان و صاحبان علم را بالا می برد.

مرحوم افضلی در حدود بیش از بیست و پنج سال بصورت جدی در پی کسب علم و دانش بود. ایشان در سال 1368 که در مدرسه جامعه امامیه کویته پذیرش شد بصورت جدی دروس مقدمات حوزه را خواند و در کنار درس حوزوی به فراگیری زبان اردو و انگلیسی نیز همت نمود.

مرحوم افضلی در سال 1375 وارد حوزه علمیه قم شد و ضمن فراگیری دروس معمول حوزه به فراگیری درس دانشگاهی و جدید پرداخت و تا سطح کارشناسی ارشد را در رشته جامعه شناسی در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ادامه داد و با موفقیت از آن موسسه فارغ گردید. ایشان تا این مدت مطالعاتش را به سمت جامعه شناسی سوق داده بود اما در اثر رفت و آمد که در شهر هلمند داشت ایشان احساس کرده بود که جامعه شناسی نمی تواند پاسخ گوی مسائل دینی مردم باشد لذا یک باره تغییر رشته داد و به علم کلام گرایش پیدا کرد. مرحوم افضلی پایان نامه[2] خود را در حجتیه در رشته کلام نوشت و با درجه عالی از آن دفاع کرد. بعد از آن به علم کلام علاقه مند شده و مطالعات و تحقیقاتش را در این رشته هدایت نمود. ایشان بر اثر تلاشی که نمود توانست در مقطع دکتری در رشته کلام پذیرفته شود که متاسفانه اجل مهلت نداد تا این مقطع تحصیلی اش را به پایان برساند.

2.      اخلاق نیک:

 عامل دوم از سلسله عوامل اختیاری اخلاق نیک است که در متون دینی اسلام به اخلاق نیک تعریف شده است و از پیامبر اسلام روایت شده است که حضرت فرمود: اکمل الناس ایمانا احسنهم خلقا یعنی کاملترین انسانها از نظر ایمان کسانی است که اخلاق پسندیده تر و زیباتری داشته باشد. مرحوم افضلی از این جهت نیز مثال زدنی بود. بنده در طول بیست و چهار سال رفاقتی که با هم داشتیم حالا وقتی فکر می کنم هیچ نکته منفی اخلاقی را از ایشان بیاد ندارم و این امر خود گواه این مطلب است که ایشان از لحاظ اخلاقی خیلی برجسته بود و رحلت ایشان را هر یک از دوستان شان مطلع گشتند فقط اشک ریختند و گریه کردند که این نکته نیز مقبولیت و محبوبیت ایشان را می رساند. به نظر بنده در کشوری که اخلاقیات در آنجا تقریبا مرده است و رذائل اخلاقی در آنجا بسیار برجسته و زیاد است تا جاییکه هر ساله کشور ما از لحاظ فساد اداری جزء کشورهای است که در صدر جدول قرار می گیرد. اجازه دهید یک خاطره را از داخل کشور خدمت شما نقل کنم در صنفی به شاگردانم درس می دادم و در جلسه اول در حدود 7 نفر و در جلسه دوم در حدود 10 و در جلسه سوم تقریبا همه شاگردان همراه با لیست حضور و غیاب که شامل 33 نفر بود شرکت نمودند بنده اسامی محصلان را به ترتیب می خواندم و از آنها سوال می کردم که در جلسه اول و دوم نیز حضور داشتند از میان 33 نفر یک محصل هم پیدا نشد که بگوید من در جلسه اول و یا دوم نبودم. در پایان بنده به محصلانم یک نکته را متذکر شدم و آن اینکه در مدت بیش از سه دهه که کشور ما دچار جنگ و مشکلات داخلی بود تنها فرهنگ مادی و ملموس از قبیل خانه ها, سرک ها و زیر ساخت های اقتصادی تخریب نشد بلکه بالاتر از آن فرهنگ معنوی و غیر قابل ملموس نظیر اخلاقیات ما تخریب شد که نه ویرانی آن به چشم می آید و نه متولی برای ساخت آن وجود دارد. کشور ما مهاجرین زیادی را به خارج فرستاد که در کیس های که مردم ما داشتند قریب به اتفاق شان تکراری و دروغ است که این خود نشانگر ضعف اخلاقی این مردم را می رساند. در چنین کشوری وقتی افراد دیده می شود که از لحاظ اخلاقی برجسته و ستودنی است بسیار ارزشمند است. مرحوم افضلی در این جهت بسیار تلاش کردند و سجایای اخلاقی پسندیده زیادی را کسب کردند که از میان صفات اخلاقی وی چند نکته در زندگی ایشان بسیار برجسته است که در ذیل بدان اشاره می شود:

 وسعت نظر و همپذیری

در میان مردم جامعه ما تنگ نظری بسیار مشهود است اما مرحوم افضلی دارای دید وسیع و دریا دل بود که از خود عبور کرده بود و در فکر مردم و نفع رسانی برای مردم و جامعه خود بود. بنده با ذکر یک نمونه از همپذیری و وسعت نظر وی اکتفا می کنم با بیان این نکته که در موسسه امام خمینی یکی از طلاب فاضل روزی به من چنین فرمود: من رشته تاریخ را دوست دارم اما یک چیز را نمی توانم تحمل کنم و به همین خاطر رشته دیگر را انتخاب می کنم و آن اینکه می ترسم اگر در رشته تاریخ بروم اقای داکتر ناصری استادم شود و این برایم قابل تحمل نیست. حالا همین امر را مقایسه کنید با دید وسیع و بلند مرحوم افضلی که ایشان در فن ترجمه و در زبان انگلیسی بنده را به عنوان استاد مشاور خود پیشنهاد نمود که ما یک دوره قبل از ایشان بودیم و در پایان نامه خود که در حجتیه نوشت نیز بنده را به عنوان استاد مشاور خود انتخاب کرد که این امر نشانگر وسعت نظر و همپذیری وی است.

رفتار منطقی

یکی دیگر از ویژگی های اخلاقی وی رفتار منطقی و عقلانی وی بود مرحوم افضلی علاقه مند بود آنچه را که درست است انجام دهد و برای کارش توجیه عقلانی داشته باشد اما خیلی هم از سرزنش دیگران هراسی نداشت. ایشان در تبلیغ هایش به این نکته  عمل می کرد و به دیگران سفارش می کرد که باید راهی را انتخاب کرد که انسان در قیامت حجتی داشته باشد و بتواند از آن دفاع کند اما اینکه چه کسی و یا حزبی خوشحال یا ناراحت می شود این  مهم نیست.

خوش خلقی:

بصورت کلی مرحوم افضلی خوش اخلاق و خوش طبع و شوخ طبع بود تبسم بر لب داشت و با همه با احترام برخورد می کرد و کسانی که با ایشان ارتباط داشت این نکته را متوجه اند.

3.      نفع رسانی برای مردم

از رسول خدا سوال شد که یا رسول الله محبوترین کس نزد خدا کیست؟ حضرت فرمود: انفع الناس للناس. یعنی محبوبترین کس نزد خدا کسی است که برای جامعه و مردم مفید تر باشد. یکی از ویژگی های مرحوم افضلی نفع رسانی وی برای مردم بود. وی یک شخص مفید و سود مند برای مردم و جامعه بود. ایشان کتاب های زیادی خریداری کرد و برای مردم هلمند و جاغوری فرستاد و همیشه تلاش می کرد در ایام تبلیغی مشغول تبلیغ بوده و برای مردم خدمتی نماید.

اهداف و آرزوها

راه اندازی موسسه تحصیلات عالی

یکی از دغدغه ها و آرزوهای مرحوم افضلی راه اندازی موسسه تحصیلات عالی بود ایشان بارها این نکته را بیان می داشت که لازم است موسسه ی راه اندازی کرد که ارزشهای دینی و اسلامی در آن برجسته باشد، چیزی که در میان 77 موسسه مشغول بکار در افغانستان جایش خالی است. مرحوم افضلی هزینه های موسسه و چگونگی مجوز گرفتن آن را نیز پی گیری کرده بود و در هلمند زمینه های آن را می یافت و در رابطه با مسائل مالی شان با برادران خود صحبت کرده بود. مرحوم افضلی با جدیت تلاش می کرد تا دوره دکتری خود را به پایان برده و بعد راه اندازی موسسه را در اولویت کاری خود قرار دهد.

راه اندازی دبستان قرآنی

در میان 98 مکتبی که در جاغوری مشغول فعالیت است و در رمضان امسال(92) نود و هشتمین مکتب در جاغوری رسما افتتاح شد اما در این میان دبستان قرآنی که برای قرآن آموزان 5-7 سال است خالی است و ایشان با تعداد از دوستان خود در این مورد بارها بحث می کردند و شیوه های راه اندازی آن را مورد بررسی قرار می داد حتی بنا شد که معلمان قرآن در ایران تربیت گردد و بعد روش خود را با معلمان قرآن در افغانستان آموزش دهد.

راه اندازی دبیرستان

مرحوم افضلی با یکی از دوستان خود (حجه الاسلام محسنی) در مورد راه اندازی لیسه نیز صحبت کرده بود که حتی در مورد بودجه آن نیز ایشان قول مساعد داده بود.

هنرها و توانمندیها

تبلیغ:

 مرحوم افضلی متوجه این نکته بود که صرفا اندوخته های علمی کافی نیست بلکه علاوه بر آن لازم است انسان با ابزارهای انتقال علم و دانش خود مجهز گردد و برای این کار وی سالها تلاش کرد تا شیوه تبلیغ و سخنوری را فرا بگیرد که تا حدودی زیادی به موفقیت خوبی نائل گردید.

زبان انگلیسی:

مرحوم افضلی به زبان انگلیسی تسلط کافی داشت و در موسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی یک دوره ترجمه را به موفقیت سپری کرد. ایشان در آغاز ورودش به قم برای موسسات زبان که از سوی مهاجرین افغانستانی راه اندازی شده بود زبان انگلیسی را تدریس می کرد.

کامپیوتر: مرحوم افضلی کامپیوتر را نیز خوب بلد بود و افراد مانند بنده بارها مشکلات کامپیوتری خود را از طریق ایشان حل می کردیم.

تحقیقات و پژوهش

یکی از هنرهای که مرحوم افضلی به آن آشنا بود فن تحقیق و ترجمه بود. ایشان در مدت کوتاهی توانست خود را در حوزه در ردیف کسانی برساند که از لحاظ تحقیق در گروه الف قرار می گیرد. مرحوم مقالات زیادی را نوشته و در مجلات و انترنت منتشر ساخت.

راه اندازی صندوق خیریه امام حسین

مرحوم افضلی در هر جایی برای تبلیغ می رفت دارای ابتکار بود و یکی از ابتکارات ایشان راه اندازی صندوق خیریه امام حسین بود که در محرم سال 91 ایشان در میان اقوام خود در تهران مشغول تبلیغ بود و سرانجام برای حل مشکلات مردم صندوق خیریه امام حسین را راه اندازی کرد که در طی یک انتخابات آزاد وی به عنوان رئیس صندوق برگزیده شد.

اداره وبلاگ گفتمان دینی

مرحوم افضلی در فضای مجازی نیز فعال بود و وبلاگ های مختلف را راه اندازی کرده و اداره می کرد. ایشان همچنین در فیس بوک فعال بود. وبلاگ شخصی ایشان به نام گفتمان دینی بود که در آن مسائل دینی را مطرح ساخته و به شبهات دینی پاسخ می گفت. وی همچنین از اعضاء فعال پایگاه اطلاع رسانی پشی بود و در رمضان امسال(92) هر روز شرح دعای ایام ماه مبارک رمضان را می نوشت.

اولین و آخرین نوشته های وی در وبلاک گفتمان دینی

اولین نوشته مرحوم افضلی در وبلاگ گفتمان دینی: بنام او که یگانه و بی همتاست
این وبلاگ با هدف ترویج و نشر معارف دینی ٬ پاسخگوي به سوالات و شبهات ديني ، دفاع از حریم آموزه ها و ارزشهای اسلامی و مذهب حقه جعفری و...ایجاد گردیده است. گرداننده وبلاگ از همه کسانیکه از طریق كامنت این پنجره کوچک و يا نامه هاي الكترونيكي به گفتگو در زمینه های مختلف دینی و یا مسایل اجتماعی و فرهنگی با رویکرد دینی بپردازد استقبال نموده و به او خوش آمد میگوید. نویسنده این وبلاگ پاسخگوی به سوالاتی که در زمینه های مختلف دینی و مذهبی از سوی بازدیدکنندگان محترم مطرح ميگردد را وظیفه و مسئولیت خود دانسته و از طرح اینگونه سوالات استقبال مینماید. امید است که با کمک و یاری حضرت حق و توجهات خاصه حضرت ولی عصر(عج) و همكاري و یاری بازدیدکنندگان محترم در این راستا موفق و به اهداف فوق به احسن وجه نايل آييم.انشاالله وتعالی

آخرین نوشته مرحوم افضلی در وبلاک

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و گرامی، و عرض تبریک فرارسیدن عیدسعید فطر، متن و ترجمه دعای آخرین روز ماه مبارگ رمضان را همراه با دو بیت شعر وداع خدمت شما تقدیم می دارم.

متن دعای روز سی ام ماه مبارگ رمضان: «اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین»خدایا در این روز روزه هایم را با جزای خیر و مقبول خودت قبول کن. آنچنانکه مورد رضایت و پسند خودت و رسولت باشد. و روزه ما را که از فروع دین است به واسطه اصول آن که ایمان و توجه به توست محکم گردان، به حق سید ما محمد وآل اطهارش و ستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.

در این دعا یک تقاضا از خداوند مطرح شده است و آن قبول شدن روزه داریهای ماه مبارگ رمضان است. در این دعا بنده از خدایش می خواهد تا روزه داریهای او را به گونه ی بپذیرد که هم مورد رضایت و قبول خودش و هم مورد پسند رسول گرامی اش قرار گیرد.

حال که پس از یک ماه روزه داری و امساک از برخی محللات و پرهیز از خیلی لذتهای مادی تلاش و جهاد نفس انجام دادید. باید اولا خداوند را بر این توفیق بزرگ شکر کرد و ثانیا باید از او درخواست کرد تا همه ماههای سال و بلکه همه عمر ما را در راه رضایت و اطاعت خودش قرار دهد. انشاالله و تعالی.

خداحافظ ای مـاه غفــران و رحمت      خداحافظ ای مــاه عشق و عبادت

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه       خداحافظ ای بهــــترین ماه الله

التماس دعا

نوشته شده توسط محمديونس افضلی

این آخرین خدا حافظی مرحوم افضلی با ماه مبارک رمضان و با این جهان بود. خداوند روحش را از همه ما شاد گرداند. در واقع دنیا جای ماندن نیست بلکه محل عبور است. مرحوم افضلی از میان ما رفت و همه را ناراحت کردند و حوزه 25 سال وقت لازم دارد تا دوباره شخصیتی مانند افضلی تربیت کرده و تحویل جامعه دهد. ایشان 25 سال زحمت کشید و تازه به بار نشسته بود که اجل مهلتش نداد و چراغش برای همیشه خاموش شد. از برادران ایشان می خواهم آثار ایشان و مجموعه مقالات ایشان را چاپ کرده و در اختیار مردم و جامعه قرار دهد.

ذکر اهلبیت و یاد آوری مصیبت آن بزرگوران می تواند تسلی بخش دردهای ما باشد. امام حسین شعری را بیان داشته است که در آن از میان رفتن شاهان و معماران سخن به میان آمده است و اینکه همه رفتنی است.

این الملوک اللتی عن حفظها غفلت   حتی سقاها بکاس الموت ساقیها

تلک المدائن فی الآفاق خالیه        عادت خرابا و ذاق الموت بانیها

اموالنا لذوی الوراث نجمعها          و دورنا لخراب الدهر نبنیها

یعنی ای فرزند آدم همه رفتنی اند کجایند پادشاهانی که از حفظ ملک و زندگی خود غافل شدند و ساقی مرگ جام ناگوارش را به آنان نوشاند.

این شهرهایشان است که خالی و ویرانه اند و سازنده آنها طعم مرگ را چشیده است.

مال را برای وارثان جمع می کنیم و خانه هایمان را برای خراب شدن بنا می کنیم.

     روح مرحوم افضلی شاد.



[1] . متن سخنرانی محمد جواد برهانی به مناسبت مجلس ختم مرحوم حجه الاسلام والمسلمین آقای افضلی ره که در مسجد مهدیه قم بتاریخ 29/6/92 ایراد گردید.

[2] . موضوع پایان نامه مرحوم افضلی در مدرسه عالی فقه و معارف: ضرورت بعثت از دیدگاه متکلمان

  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

انالله و انا الیه راجعون

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 
بسمه تعالی
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

در پاسخ به این سوال که چرا روزه می گیریم؟ در ابتدا لازم است چند اصل را در این نوشته مفروض بگیریم و اثبات آن ها را به جای دیگر موکول کنیم: اول اینکه هدف از خلقت انسان، تکامل خود انسان است و راه رسیدن به آن از طریق انجام دستورات الهی ممکن است و اگر کسی به انجام دستورات الهی موفق شود در حقیقت به نیل به کمال خود توفیق یافته است، بدون اینکه با اطاعت از خداوند، نفعی به خدا رسانده باشد، یا خدا به اطاعت او نیاز داشته باشد. چنانکه خداوند متعال خود خبر داده است که :

 ...فَمِنْکُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَکُمْ ثُمَّ لاَ يَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ‌؛[1] پس برخى از شما بخل مى‏ورزند ، و هر كس بخل ورزد تنها به زيان خود بخل ورزيده ، و [ گرنه ] خدا بى‏نياز است و شما نيازمنديد ؛ و اگر روى برتابيد [ خدا ] جاى شما را به مردمى غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود .

 و اگر کسی به پیروی از دستورات خداوند متعال موفق نشود، در حقیقت در رسیدن به کمال خود توفیق نیافته است باز هم بدون اینکه با نافرمانی خود به خداوند ضرری زده باشد. وَ لاَ يَحْزُنْکَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظّاً فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ‌؛[2]و كسانى كه در كفر مى‏كوشند، تو را اندوهگين نسازند؛ زیرا آنان هرگز به خدا هيچ زيانى نمى‏رسانند. خداوند مى‏خواهد در آخرت براى آنان بهره‏اى قرار ندهد ، و براى ايشان عذابى بزرگ است .

در آیه دیگر  می فرماید : إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالْإِيمَانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ‌؛[3] در حقيقت ، كسانى كه كفر را به [ بهاى ] ايمان خريدند ، هرگز به خداوند هيچ زيانى نخواهند رسانيد ، و براى آنان عذابى دردناك است .

در جای دیگر خداوند متعال می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ‌ ؛[4] كسانى كه كافر شدند و [ مردم را ] از راه خدا باز داشتند و پس از آنكه راه هدايت بر آنان آشكار شد ، با پيامبر [ خدا ] در افتادند ، هرگز به خدا ضرری نمى‏رسانند؛و به زودى [ خدا] كرده‏هايشان را تباه خواهد كرد .

نکته دوم - تنها راه رسیدن به کمال انسان، انجام دستورات الهی است؛ زیرا او خالق انسان و آگاه به مصالح و مفاسد او است و به خوبی می داند چه کارهایی به نفع و برای کمال انسان و چه کارهایی به ضرر و علیه تکامل انسان است. لذا به آنچه که برای انسان نفع دارد امر و از آنچه برای انسان ضرر دارد نهی نموده است.

با این مقدمه، سراغ وجوب روزه در ماه مبارک رمضان به عنوان یکی از دستورات الهی می رویم و براساس دو نکته ی قبلی، نتیجه می گیریم که گرفتن روزه بدون اینکه نفعش به خدا برگردد، خود انسان را به کمال می رساند واگر نقش تکاملی برای انسان نمی داشت، خداوند ما را به انجام آن دستور نمی داد؛ زیرا خدا به انجام آن نیازی نداشت.

سوال این است حالاکه روزه برای کمال خود انسان است چه نقشی در تکامل انسان دارد؟ به عبارت دیگر روزه گرفتن از چه حکمت واسراری برخورداراست؟ سوال دوم این است که آیا عقل ما توان درک همه ی حکمت و فلسفة روزه را دارد یا نه؟ در پاسخ به سوال دوم اجمالاً عرض می شود که ممکن است عقل ما توان درک همه ی حکمت های روزه و دیگر احکام الهی را نداشته باشد؛ اما از توان درک برخی از آن ها نیز عاجز نیست. پس باید به قدر ممکن تلاش کرد تا با حکمت و فلسفه ی احکام الهی از جمله روزه گرفتن آشنا شد.

 از این جا به پاسخ سوال اول پرداخته و به فهرست برخی از حکمت های آن که در روایات معصومین (ع) نیز بیان شده است اشاره می کنیم و سپس یکی از آن ها را که شاید به درک و تجربة ما نزدیک تر باشد توضیح بیشتر خواهم داد.

نقش روزه در رسیدن انسان به قرب الهی

بالاترین کمالی که برای انسان متصور است و هدف خلقت انسان را تشکیل می دهد، تقرّب و نزدیکی به خداوند است، نقش روزه در رسیدن انسان به این کمال از نظر عقل و نقل قابل اثبات است؛ زيرا روزه‌ با کم کردن شهوات نفسانی وجسمی، نیروهای قدسي و معنوي انسان را تقويت مي‌نمايد، هرچه انسان از جنبة جسمانی فاصله بگیرد به جنبة روحانی نزدیک تر می شود. همانگونه که فرو رفتن در شهوات و تمایلات جسمی، انسان را از خدا و معنویت غافل و دانائي و زيركي انسان را از بین می برد. 

از نظر نقل و روایات نیز از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در ضمن توصيه‌اي به اسامة بن زيد نقل شده است که : یا أُسَامَةُ عَلَيْكَ‏ بِالصَّوْمِ‏ فَإِنَّهُ قُرْبَةٌ إِلَى اللَّه‏[5] ؛ بر توباد روزه‌داري زيرا كه روزه موجب تقرّب به خدا مي‌شود.

نقش روزه در تکامل اخلاقی

نقش روزه در رسیدن انسان به کمال اخلاقی و تزكية روح انسان  نیز نقش برجسته ای است و اگر انسان بخواهد برای رسیدن به مراحل بالاي كمال اخلاقی سیروسلوک داشته باشد نمی تواند بدون  تزكيه روح و تخليه  روان به این مقامات برسد و روزه ی  حقيقي كه در آن چشم، گوش، زبان و همه اعضای انسان از ارتكاب گناهان كبيره و صغيره ... اجتناب می ورزد، تأثیر فراوانی در تصفيه باطن و تزكيه روح از آلودگي‌ها و وارستگي‌ از رذائل اخلاقي به جا می گذارد.

نقش روزه در تربیت اجتماعی

نقش روزه در تربیت اجتماعی و آگاه شدن از طبقات محروم و اظهار همدردی با آنها نیز برجسته بوده و کاملاً واضح است. همانگونه که از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ در مورد ماه مبارک رمضان نقل شده است که : ... وَ هُوَ شَهْرُ الْمُوَاسَاةِ [6]؛ ماه رمضان، ماه همدردي است. حمزة بن محمد به امام باقر از علت وجوب روزه سوال کرد، امام به همین مسئلة اجتماعی اشاره نموده و برایش نوشت : لِيَجِدَ الْغَنِيُ‏ مَضَضَ‏ الْجُوعِ‏ فَيَحِنَّ عَلَى الْفَقِيرِ؛[7] خداوند روزه را واجب ساخته تا ثروت‌مندان درد گرسنگي را بفهمند و بر فقراء عطوفت كنند. روزه به انسان می فهماند كه مسلماني تنها نماز و عبادت و زيارت و... نيست، بلكه مسلمانی  آگاه شدن از حال فقيران و مستمندان و رسیدگی به آنها نیز هست و در عمل نیز مشاهده می شود که در ماه مبارک رمضان، کارهای خیرخواهانه، انفاق ها، کمک به مستمندان و نیازمندان، افطاری دادن ها و پهن شدن سفره های کریمانه و... زیاد می شود.

نقش روزه در تکامل صحی

نقش روزه در تکامل بهداشتي و صحی انسان نیز نقش برجسته ای است آنگونه که از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل شده است که : صُومُوا تَصِحُّوا.[8]؛ روزه بگيريد تا سالم و تندرست باشيد. از آنجائیکه بدن انسان در طول سال آزادانه به تغذيه مي‌پردازد و معده در هر زمان با خواست انسان مملو از خوردني‌ها و نوشيدني‌ها می شود، محدوديت خوردن و آشاميدن در يك ماه و روزه گرفتن و مراعات نکات تغذیه در هنگام افطار، شام و سحری بهترین وسيله براي استراحت معده مي‌باشد و از این طریق زائده‌هاي بدن ذوب شده و دستگاه گوارش به استراحت نيمه وقت می پردازد.   

نقش روزه در تقویت اراده

تقویت اراده یکی از کارکردهای بسیار مثبت و ارزشمند روزه داری است. در این نوشته بیشتر به توضیح این نقش روزه می پردازیم که نقش ملموس تر و عینی تر برای انسان دارد و هر کسی می تواند درجاتی ولو سطح پائین آن را در زندگی خود و دیگران احساس و درک کند.

اجمالاً همه می دانیم که انسان در پرتو کارهای ارادی خود به رشد وکمال می رسد کارهایی که به شکل غیر ارادی و بدون اختیار از انسان سر بزند موجب کمال انسان نمی شود. پس تنها راه رسیدن انسان به کمال یا کشانده شدن انسان به سوی سقوط  و تباهی، کارهایی است که انسان با اراده و اختیار خود انتخاب و انجام می­دهد؛ اما کارهایی که از روی اضطرار و ناچاری و از روی جبر و اکراه و از روی جهل و نادانی صورت گیرد نه موجب کمال انسان است و نه موجب سقوط انسان. به عبارت دیگر اینگونه کارها نه دارای ثواب و پاداش است و نه از عقاب و مجازات برخوردار است.

چنانکه خداوند متعال این نکته را در خود روزه گرفتن به ما نشان داده است که اگر در روز روزه، کسی با اختیار و اراده ی خود به اندازه یک ذره  از چیزهای خوردنی یا نخوردنی بخورد یا یک ذره از چیزهای نوشیدنی را بیاشامد روزه اش باطل می شود. اما همین انسان اگر در روز روزه از روی فراموشی و نسیان بر سفره ای رنگین و سنگین بنشیند و از انواع  و اقسام دسرها، غذاها، نوشیدنی ها و میوه ها  میل کند و بعد از کاملاً سیر شدن یادش بیاید که روزه دار بوده است، این همه خوردنی ها و آشامیدنی های غیر ارادی و بی توجه به روزه بودن، ضرری به روزه اش نزده و روزه اش صحیح است.

 پس نقش اراده و اختیار در زندگی انسان و رسیدن وی به کمال نقش بسیار برجسته و ممتازی است و افراد موفق و با ایمان همواره از اراده قوی برخوردار بوده و متقابلاً انسان های شکست خورده معمولاً افراد بی اراده و یا سست اراده اند.

حال با توجه به اهمیت نقش اراده در زندگی، باید دید که روزه چه نقشی در تقویت اراده انسان دارد؟ برای فهم مطلب از آیه شریفه ای که به یکی از حکمت های روزه اشاره کرده است بهره می بریم. خداوند متعال در علت وجوب روزه بیان داشته است که :  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَيْکُمُ الصِّيَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‌؛[9] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، روزه بر شما مقرر شده است ، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [ بودند ] مقرر شده بود ، باشد كه پرهيزگارى كنيد .

در این آیه دلیل وجوب روزه، رسیدن انسان به تقوا و پرهیزگاری بیان شده است. پرهیزگاری  همان خودنگه داری انسان از کارهایی است که برای انسان ضرر دارد یا انجام کارهایی است که برای انسان مفید است. حال باید دقت کرد که چه کسانی می توانند این حالت  خودنگه داری و کنترل بر خود را بهتر از کسانی دیگر داشته باشند؟ طبیعتاً کسانی که از همت و اراده قوی برخوردار باشند تا بتوانند در مقابل خواسته های گوناگون نفسانی از جمله شهوت و شکم پرستی، راحت طلبی، تنبلی، و لذت جویی هایی  بی حد و حصر خود مقاومت کنند.

این مطلب با توجه به پرهیز دادن دکترها و طبیبان بهتر فهمیده می شود. اگر به اطراف خود دقت کنیم و یا به تجربه های گذشته ی خود مرور کنیم متوجه می شویم که وقتی طبیب و دکتر بیمارانی را از بعضی از خوردنی و آشامیدنی های مضر برای سلامتی و تندرستی شان پرهیز می دهند، بیماران در مواجهه با این دستور طبیب بر چند دسته تقسیم می شوند؛ برخی از آن­ها تنها از برخی از چیزهای پرهیز داده شده پرهیز می­کنند اما از بعضی خوردنی های دیگر که برای شان کشش بیشتر دارد، پرهیز نمی توانند، برخی دیگر چند روز  از آن غذاها پرهیز می کنند اما در روزهای دیگر پرهیز شان را می شکنند، برخی دیگر نمی توانند به هیچ پرهیز دکتر عمل کنند آنها به قدری شکم پرست و تابع خواسته های شکم خود هستند که هرگز نمی توانند جلوی اشتهای شان به غذاهای لذیذ و خوشمزه و نوشیدنی های دلچسپ و گوارا را بگیرند و لذا هرچه برای شان پیش آید خوش آید سریع آن را نوش جان نموده و به مَثَل معروف «خوردن و مُردن» دل شان را خوش می کنند!!

کالبدشکافی عمل و رفتار این گونه افرادها نشان می دهد که میزان پرهیز کردن و نکردن شان بستگی شدید به میزان نیروی اراده و همت شان دارد و کسانی که نمی توانند جلوی اشتهای شان به غذای مضر را بگیرند، در حقیقت از اراده و تصمیم لازم و کافی برخوردار نیستند و لذا در دو راهی خوردن یا پرهیزکردن، همواره جانب اشتها و خواسته های شکم را ترجیح می دهند و سلامتی خود را فدای شکم می کنند و گرنه به خوبی می دانند که این غذاها و نوشیدنی ها برای شان ضرر دارند و در حقیقت با علم به ضرر، چوب بی ارادگی یا ضعف اراده ی خود را می خورند. همانگونه که انسان های معتاد به مواد مخدر یا هر عادت مضر دیگر نیز از همین ضعف یا نبود اراده رنج می برند و گرنه می دانند که این مواد و این عادت، ضررهایی مالی و جانی فراوانی برای شان به جا می گذارد اما در عین حال به خاطر ضعف اراده توان بیرون شدن از آن را در خود ندیده و با ادامه دادن آن روز به روز خود را در منجلاب بدبختی بیشتر غرق می سازند.

 اما برخی از افراد دیگر که اراده قوی و پولادین دارند همین که تشخیص دهند چیزی برای شان ضرر دارد و مصرف آن برای شان جایز نیست، به راحتی دست از آن کشیده و در برابر انواع  و اقسام خواسته های دلکش و دلربای شهوت و شکم می ایستند و بر سر دوراهی ها تنها چیزی را که به مصلحت شان باشد انتخاب می کنند نه چیزی را که فعلاً دلشان یا غریزه ی حیوانی شان می خواهد.

از همین مثال ساده و ملموس می توان راه رسیدن به حالت پرهیزگاری و تقوای الهی را نیز به دست آورد و درک کرد که در راه کسب تقوا و خودکنترلی، بیشتر کسانی موفق تر اند که  از اراده ی مستحکم برخوردار اند و این اراده قوی را  از طریق ممارست وتمرین و کشف استعدادها و توانائی های خود به دست آورده اند.

همانگونه که اشاره شد دلیل وجوب روزه در آیه شریفه رسیدن انسان به تقوا و خودنگه داری از انجام کارهای ناشایست، بیان شده است. حال باید دید چگونه روزه انسان را به تقوای الهی نزدیک می سازد.

انسان در ماه رمضان با گرفتن روزه، خودداری از مهمترین ارضای تمایلات نفسانی را تمرین می کند تا به نفس خود بقبولاند که توانایی ایستادگی در برابر هر تمایل از جمله تمایلات و کارهای ناروا را دارد. میل به خوردن و آشامیدن از مهمترین و اساسی ترین تمایلات انسان است که بقای حیات او منوط به ارضای آنها است و بدون خوردن و آشامیدن زندگی انسان به خطر می افتد و اهمیت آن به حدی است که حتی تصور نخوردن و نیاشامیدن در ساعت های طولانی بیش از 16 ساعت تا 21 ساعت در طول روز در کشورها و قاره های گوناگون آن هم در دمای حرارت بین 40 تا پنجاه درجه سانتی گراد و در زیر آفتاب سوزان و در عین انجام کارهای روزانه، برای بسیاری از انسان ها حتی خود مسلمانان غیرقابل باور است و در شرایط عادی هیچ کسی توان انجام آن را در خود نمی بیند.

 اما خداوند با واجب ساختن روزه اولاً نشان داده است که این توانایی در انسان وجود دارد و هر مسلمان مؤمن با گرفتن روزه به حقیقتی پی می برد که قبل از آن خودش نیز باور آن را در خود نمی دید و خداوند عملاً به انسان نشان داده است که اگر خودت بخواهی و اراده کنی می توانی این نیرو را در خود ببینی و به این توان خود یقین پیدا کنی که می توانی در مقابل مهم ترین کششها و تمایلات زندگی بایستی و با دست و پنجه نرم کردن با آنها در برابر خواسته های شان تسلیم  نشوی. این جا است که انسان مؤمن با روزه گرفتن صبری را در خود احساس می کند که خیال می کند این صبر مال روزه است در حالیکه این صبر یا شیرینی در انجام  هر واجب یا ترک هر حرامی وجود دارد باید چشید و دید.

 ثانیاً با پرهیز دادن از خوردن و آشامیدن غذاها و نوشیدنی های حلال، خوشگوار و از هر جهت آماده در طول روز روزه، این تمرین را به انسان می دهد که اگر شما می توانید با اراده ی خود  از اموال حلال خود صرف نظر کنید، صرف نظر کردن از اموال دیگران و دست دراز نکردن به سوی آنان بسیار راحت تر از این کار خواهد بود.

یکی دیگر از مهمترین تمایلات انسان بعد از میل خوردن و آشامیدن، تمایلات و یا شهوات جنسی است که بسیاری از انسان ها را اسیر خود ساخته و در شرایط عادی مبارزه با آن نیز بسیار کار دشواری است. خداوند متعال در روز روزه برای اینکه اراده انسان را در این جهت نیز تقویت نموده باشد، هر نوع آمیزش با همسران و هم چنین هر کار موجب خروج منی از انسان را ممنوع و جزء مبطلات روزه قرار داده است تا انسان روزه دار با نزدیک نشدن به همسر خویش و دوری از هر کاری که موجب خروج منی از انسان شود، اراده اش را برای دوری از هر خواسته های جنسی نا مشروع دیگر تقویت کند و با تمرین یک ماهه، خود را به گونه ای تربیت کند که برای همیشه و حداقل برای یازده ماه دیگر فکر نزدیک شدن به خواهر، مادر و ناموس دیگران را از ذهن و خیال خود دور کند و هرگز چشم طمع به آنها ندوزد.

یکی دیگر از خواسته ها و تمایلات پر کشش در وجود انسان، میل به سخن گفتن و راجع به دیگران قضاوت کردن و نسبت دادن ها حرف ها و سخنان به آنها است، خداوند در این جهت نیز به انسان روزه دار دستور داده است که در روز روزه حداقل با تمرین دروغ نبستن برخدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگر معصومین (علیهم السلام) این تمرین و ممارست را انجام دهد تا قبل از هر سخنی در مورد درستی و نادرستی آن بیندیشد و این احترام را برای زبان خود قایل شود تا هر سخنی ولو دروغ، فحش و ناسزا و... را بر او جاری نسازد و با نسبت دادن های ناروا حرمت و آبروی دیگران را در معرض خطر قرار ندهد.

 یکی دیگر از کمالات و شروط روزه ی واقعی دوری از شنیدن غیبت، تهمت و حرف ها و آوازهای لغو و بیهوده است تا با تمرین یک ماهه این درس را به ما بیاموزد و این عادت را در ما ایجاد کند که باید همواره مواظب گوش­های خود باشیم و اجازه ی ورود هرچیزی را به آن­ها ندهیم نه به هرچیزی گوش بدهیم و نه هرچیزی را بشنویم و نه اگر چیزی غیراختیاری به گوش ما خورد به آنها توجه کنیم.

شرط وکمال دیگر روزه مواظبت از چشم ها است که انسان روزه دار نباید به هر چیز خلاف مصلحت خود بنگرد و نباید چشم های خود را در راه خلاف خرج کند، این نعمت بینایی ارزش بسیار بالاتراز آن را دارد که برای دیدن نامحرم، فیلم، عکس و صحنه هایی خلاف عفت که انسان را از کمال انسانی سقوط می دهد هزینه شود.

رعایت نکات بهداشتی و طهارت ظاهری یکی دیگر از درس هایی است که روزه به انسان می آموزد و به انسان یاد می دهد که انسان نباید بدون دلیل تا اذان صبح بدون غسل بر جنابت، حیض و نفاس باقی بماند و خود این درس می شود که انسان در مواقع دیگر نیز بدون جهت خود را از طهارت و پاکیزگی محروم نکند. بدین ترتیب می توان نکات و درس های آموزنده زیادی را از روزه داری برای زندگی به دست آورد که بسیاری از آنها در توان درک هرکسی است و نیاز به توضیح ندارد.

تقوا همین انجام بایدها و ترک نبایدها است بایدهای زندگی گاه در دستگیری ازمستمندان و داشتن روحیه مواسات و همدردی با آنها است، گاه مراعات نکات بهداشتی برای داشتن بدن سالم است، گاه مبارزه با تمایلات و کشش­های منافی با کمال و هدف خلقت انسان است و گاه در چیزهای دیگر که در دیگر احکام الهی مطرح شده اند و...

اما در خصوص روزه، انسان روزه دار با تمرین یک ماهه نخوردن، نیاشامیدن٬ جلوگیری از شهوات جنسی و مبارزه با آفات زبان، چشم و گوش و رعایت نکات بهداشتی و صحی... به این اراده قوی و همت بلند دست می یابد که وقتی درمقابل این تمایلات قدرتمند و بسیار قوی توان ایستادگی و مقابله را در خود می یابد در مقابل همه ی گناهان دیگر که کشش هیچکدام شان به اندازه کشش خوردن و آشامیدن و شهوات جنسی و تمایلات چشم و زبان و گوش نمی رسد، نیز توان استقامت را خواهد داشت و به راحتی می تواند در مقابل جاذبه های هرگناه دیگر سر تسلیم فرود نیاورد. انسان روزه دار با تمرین یک ماه روزه گرفتن در روزهای طولانی و گرم  می تواند بسیار به راحتی در انجام دیگر واجبات نیز صبوری و پایداری نشان دهد و همه سختیهایی آنها را - اگر سختی داشته باشند- ، به مراتب آسانتر از تحمل گرسنگی و تشنگی در ساعات طولانی روزهای ماه مبارک رمضان تحمل کند و از پاداش انجام آن در دنیا و آخرت بهره مند شود.

آری، روزه با قطع نظر از اینکه چه پاداش هایی در آخرت برای انسان دارد و خداوند چه ثواب هایی را برای روزه داران در نظر گرفته است که عظمت آن را نیز جز خدا کسی دیگر نمی داند، در همین دنیا نیز دارای آثار و فواید فراوانی است از جمله در انسان قدرت تصميم‌گيري ايجاد مي‌كند تا در سر هر دو راهی کمال و تمایل، راه کمال را بپیماید وتسلیم تمایلات غریزی و شهوانی زودگذر و آنی نشود و راه سلوك بسوي خداي متعال را به راحتی پیموده و در ابعاد مختلف تکامل یابد.

بسیار روشن است که در راه رسیدن به تکامل گردنه ها و دشواری هایی زیادی وجود دارد که هر کسی توانایی و جرئت صعود به آن را ندارد، تنها کسانی در این میدان وارد و پیروز و سربلند بیرون می آیند که خود را ساخته و تمرین کرده باشند و اراده و همت خود را پولادین و مستحکم ساخته باشند. آنها است که این گردنه ها را به راحتی طی می کنند و تا رسیدن به قله های کمال از پا نمی افتند. اما انسان های نازنازی، راحت طلب، آسایش خواه، لذت جو، انسان های شکم پرست، شهوت پرست، تنبل و سست اراده و بی اراده، در همان ابتدای راه و در برابر کوچکترین خواهش، تمایل و تمنای نفس تسلیم می شوند.

بسیار روشن است کسانی که در ماه مبارک رمضان توان مبارزه چند ساعته با تمایل خوردن و آشامیدن را در خود نمی یابند و نمی توانند بخاطر خدا از چند چیز باطل کننده روزه خود را نگه دارند، در دیگر میدان ها و در مقابل دیگر تمایلات نفسانی و شیطانی نیز توان مقابله را نخواهند داشت و همین ضعف اراده بالاخره کار دست شان داده و آنها را در مقابل هر کشش دیگر ذلیل و خوار خواهد ساخت، کسی که نتواند بر نفس سركش خويش لجام بزند و تمايلات و خواهش هاى نامشروع و نامعقول خود را تحت كنترل و اراده ی خود درآورد، چگونه می تواند جلوی خودخواهى ها، هواهاى نفسانى و تمايلات شيطانى خود را بگیرد؟! تا انسان از اين تمایلات و شهوات رهايى نيابد، ظلم و ستم و فساد و قتل و غارت و گناه ادامه خواهد داشت.

پس نتیجه می گیریم که خداوند از وجوب روزه بر بندگانش هیچ نفعی را برای خود در نظر نگرفته است تا کسی خیال کند که تحمل این سختی ها و گرسنگی و تشنگی ها با مهربانی خداسازگاری نداشته و از این طریق خدای اسلام را خدای خشن معرفی کند. روزه وسیله ای برای تربیت خود انسان است كه انسان با گرفتن روزه و تمرین یک ماهه مى تواند بر خواهش هاى نفسانى و تمایلات خود غلبه پیدا كند و بر تمام اعضا و جوارح خويش حكومت و کنترل پیدا کند و هوا و هوس هايش را تحت كنترل در آورد.

 بسیار روشن است که انسان تا زمانی که اسير تمايلات نفسانى است، هرگز روى سعادت و پیروزی را نخواهد ديد، چرا كه هوا و هوس ها و دل بستگى ها و وابستگى ها، زنجيرهاى ثقيل و سهمگينى هستند كه روح آدمى را به اسارت خود در مى آورند و تا اين زنجيرها با اراده و تصمیم قاطع از هم پاره نشود، روح انسان از قيد و بندهاى بردگى و اسارت تمایلات و شهوات رهايى نخواهد يافت. تمايلات نفسانى، دشمن درون انسان اند و غلبه بر اين دشمنان سركش، بسيار مشكل تر از غلبه بر دشمن بیرونی است.

سهل دان شيرى كه صف ها بشكند            شيـر آن بـاشد كــه خـود را بشكند

چگونه برای مبارزه با دشمن بیرون، تربیت نیروهای متخصص، کماندو، نیروهای ضربت و ویژه لازم است تا آنها پس از تمرین های سخت و طاقت فرسا و انجام کارهایی به مراتب سخت تر از روزه گرفتن، گرسنگی ها، تشنگی ها، گرماها، سرماها را تحمل نموده و سپس قدرت و توان رزم در میدان نبرد را پیدا کنند، اما برای مبارزه با دشمن درون که بسیار خطرناک تر از دشمن بیرون است این تمرین ها و آمادگی ها لازم نیست؟! چه قدر ساده لوحانه است که خیال می شود انسان با شهوت پرستی و شکم پرستی و ارضای هرنوع تمایل باز هم توان رزم با دشمن درون را دارد و در این میدان شکست نخواهد خورد.

مطالعه ی شکست های فردی و اجتماعی انسانها در گذشته و حال به خوبی از این حقیقت پرده بر می دارد که هر شکست و دهن کجی به برنامه های الهی در یکی از نقاط ضعف انسان و تسلط یک یا چند میل نفسانی برانسان ریشه دارد و انسان به خاطر عدم تسلط کافی بر تمایلات خود و اسیر شدن در دام شهوات نفسانی، اعم از تمایلات شکم و شهوت، مال و ثروت، راحت طلبی، زیاده خواهی، شهرت طلبی و... اسیر این شهوات شده اند و بدیهی است که خداپرستی با هرنوع هوس پرستی قابل جمع نخواهد بود.

روزه یکی از بهترین محک هایی است که هرکس خود را با آن ارزیابی کند تا ببیند چه قدر از اراده و تصمیم استوار بهره مند و چند ساعت توان مبارزه با خواسته ها و تمایلات خود را دارد و سپس این مَثَل زیبای امام علی (علیه السلام) را به خاطر بیاورد که دوام و ارزش نهال دُری لب جوی که آب همواره از کنارش می گذرد بیشتر است یا جنگل ایرغَی در قله کوه و شاخه ی سنگ؟ نهال دُری اگر چند روز محدود آب از او قطع شود خشک می شود و چوب آن نیز از استحکام برخوردار نبوده و چیزی از آن ساخته نمی شود و برای سوخت نیز ارزش زیادی ندارد، اما جنگل ایرغَی اگر ماه ها آب به آن نرسد، خم به ابرو نیاورده هم چنان سرسبز و استوار باقی می ماند، چوب آن نیز از استحکام بسیار زیاد برخوردار است به گونه ای که ظریف ترین چیزها از چوب آن ساخته می شود و دوام سوخت آن نیز بیشتر و ذغال آن نیز بهترین است، با این بیان افتخار مال انسان های روزه دار است یا انسان های بی روزه؟ شماکدام گروه را می پسندید؟ امیدوارم از بهترین ها باشید.

والسلام

علی جمعه مظفری

رمضان المبارک ۱۴۳۴

پانوشت ها


[1] ﴿محمد، 38﴾

[2] ﴿آل‏عمران‏، 176﴾

[3] ﴿آل‏عمران‏، 177﴾

[4] ﴿محمد، 32﴾

[5] مجلسی ، بحار الأنوار (ط - بيروت)    ج‏93    258     باب 30

[6] مجلسی ، بحار الأنوار (ط - بيروت) ج‏93 359 باب 46

[7] کلینی ، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4،ص 181

[8] مجلسی ، بحار الأنوار (ط - بيروت)    ج‏93    255

[9] ﴿البقرة، 183﴾

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1392ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

هوالمحبوب

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ی ليلا نشست

عشق، آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او
پر زليلا شد دلی پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي

نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني

خسته ام زين عشق
، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو
... من نيستم

گفت
: اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم

سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم

کردمت آواره
ء صحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد

سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليـلا برنيامـد از لبـت

روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي


مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم

مرتضی عبداللهی

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

 

  نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 1:36 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

 

27 رجب سالروز بعثت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است ضمن تبریک و تهنیت این مناسبت خجسته که خداوند از آن به منت بزرگ بر بشریت یاد کرده است؛ لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ‌؛[1] « به يقين ، خدا بر مؤمنان منت نهاد [ كه ] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت ، تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد ، قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند »

به این مناسبت به برخی از اهداف و فواید بعثت انبیاء در قرآن كريم به صورت خلاصه اشاره مى ­كنيم:

1-  تعليم و تبيين معارف الهى و مطالب مورد نياز مردم

همانطوری که در آیه ی قبل گذشت و در آیه ی دیگر نیز اشاره شده است که یکی از اهداف بعثت انبیاء تعلیم و تبیین معارف الهی، تلاوت نشانه های خداوند و تعلیم کتاب و حکمت است؛ کَمَا أَرْسَلْنَا فِيکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ يَتْلُو عَلَيْکُمْ آيَاتِنَا وَ يُزَکِّيکُمْ وَ يُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ يُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ‌[2]؛ همان طور كه در ميان شما ، پیامبرى از خودتان روانه كرديم ، [ كه ] آيات ما را بر شما مى‏خواند، و شما را پاك مى‏گرداند ، و به شما كتاب و حكمت مى‏آموزد ، و آنچه را نمى‏دانستيد به شما ياد مى‏دهد .

 در این آیه ی شریفه به تبیین و تعلیم دو نوع حقایق تصریح شده است:

نوع اول حقايقى كه انسان هر قدر بكوشد و علم هرچند پیشرفت کند نمى­ تواند از راه حس و عقل به آن­ ها دست یافته و از آن ها آگاه شود. «وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُون»؛ و آنچه را نمى‏دانستيد به شما ياد مى‏دهد. مانند مسایل بعد از مرگ و مباحث جزئى قيامت و...

نوع دوم حقايقى كه عقل انسان پس از سالها و قرن ها تجربه عملی و تلاش علمی توانايى درك آن­ ها را دارد مانند مطالب علمى موجود در قرآن. مانند كيفيت تولد انسان، پیامبران آمده اند تا به انسان هر دو نوع حقایق را تعلیم دهند.

2-  تزکیه و تربیت نفوس

یکی ديگر از اهداف بزرگ بعثت پيامبران، تزكيه و تربيت نفوس مردم است؛ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ‌؛[3] اوست آن كس كه در ميان ناخوانده ها فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت ، تا آيات او را بر آنان بخواند و تزکیه وپاکشان گرداند و كتاب و حكمت را به آنها بياموزد ، و [ آنان ] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند .

انسان هرچند از فطرت پاک و الهى برخوردار بوده و از بسيارى از شناخت ­ها مانند باور به وجود خدا و از گرایش به خوبی ­ها و انزجار از بدی ­ها برخوردار است تا خود را به کمال و سعادت برساند؛ اما از سوی دیگر همواره موانعی مثل غفلت، خواسته های نفسانی، وسوسه های شیطانی، اشتغالات دنیوی،  لذت های زودگذر و... بر سر راه او وجود دارد که فطرت پاک و الهی او را تحت تأثیر قرار داده و به مرور آن را غبارآلود و تباه می سازد. از اين رو، خداوند متعال با بعثت پيامبران خواسته است، بشر غفلت زده، گرفتار هوا و هوس، اسیر اشتغالات و قرار گرفته در دام های دنیوی را با تذكّرهاى پياپى، نصایح  و هشدارهای لازم آنها، از غفلت خارج ساخته و گرایش های مقدس و فطرت خدادادی وی را بيدار سازند. چنانکه در مورد پیامبراکرم(ص) فرموده است : ... وَ مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ؛[4] ... و تو به زور وادارنده آنان نيستى ; پس به [وسيله] قرآن هر كه را از تهديد [ من ] مى‏ترسد پند ده .

در آیه دیگر می فرماید: فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ[5]؛ پس تذكّر ده كه تو تنها تذكّردهنده‏اى .

3-  آزادى انسان از اسارت­ ها

یکی از اهداف بعثت انبیاء آزادی انسان از اسارت ها و دام هایی است که خواسته و نخواسته انسان گرفتار شان می گردد و آنها عبارتند از: جهل و نادانى، خرافات و رسومات غلط، اعتیاد به مواد و عادات ناپسند، پيروى از هواى نفس و تحت تأثیر قرار گرفتن افکار و عادات ناپسند و... هریکی از این دام ها با گرفتار کردن انسان، انسان را رنجور ، ناتوان و ضعیف ساخته و در نتیجه توان حركت و پیشرفت حقیقی وی را از او مى ­گيرد. پيامبران آمده اند تا با راهنمائی ­هاى خود، قفس­ هاى اسارت و دام های تنیده شده در اطراف انسان را درهم بشكنند و آدمى را از اسارت آنها نجات بخشند؛ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‌؛[6] همانان كه از اين فرستاده ، پيامبر درس نخوانده كه [ نام ] او را نزد خود، در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند پيروى مى‏كنند ; [ همان پيامبرى كه ] آنان را به كار پسنديده فرمان مى‏دهد، و از كار ناپسند باز مى‏دارد ، و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى‏گرداند ، و از [ دوش ] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى‏دارد . پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند ، آنان همان رستگارانند . 

4-  خارج ساختن انسان از تاریکی و رساندن آن به روشنایی

کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛[7]كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آورى : به سوى راه آن شكست ناپذير ستوده.

دوری از خدا، بندگی غیر خدا، تسلیم فرامین دیگران و پیروی از خواسته های شیطانی و نفسانی هر کدام تاریکی هایی است که اگر راهنمایی پیامبران الهی نباشند انسان به راحتی نمی تواند به روشنایی بندگی و اطاعت از دستورات الهی نایل گردد.

5-  اتمام حجّت

یکی دیگر از علل بعثت انبيا اتمام حجت بر مردم است تا بدینوسیله راه هر گونه عذرتراشى و بهانه آوری از مردم گرفته شود و آنها خود را در برابر كردار و کارهای ناپسندشان بى­ تقصير ندانند و نگويند: اگر ما پيامبری مى داشتیم تا راه را از چاه به ما نشان می داد، گمراه نمى ­شدیم. «رُسُلا مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل؛[8] پيامبران كه بشارت ­گر و هشدار دهنده بودند، تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران، در مقابل خدا   ]بهانه و  [حجتى نباشد.»

6-  برپايى عدالت

يكى ديگر از اهداف بلند پيامبران اقامه قسط و عدل در جامعه است. «لَقَد اَرْسَلْنا رُسَلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُم الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْط؛[9] به راستى   ]ما  [پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آن ها كتاب و ميزان فرود آورديم، تا مردم به قسط و عدالت برخيزند.»

7-  ارائه اسوه و الگو برای انسان

انسان به گفته روانشناسان و انديشمندان علوم تربيتى برای زندگی فردی و اجتماعی خود به داشتن اسوه و الگو نیازمند است و الگوها نقش مهم و منحصر به فردى در زندگی دارند. خداوند براساس اين ويژگى و نياز آدمى، يكى از ثمرات وجودى پيامبران را الگو و اسوه بودن آنان معرفی نموده است. «لَقَدْ كانَ لَكُم فى رَسُولِ اللهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللهَ وَ الْيَومَ الآخِر؛[10] مسلماً براى شما در   ]روش و خصلت­ هاى [ رسول خدا سرمشق و الگوی نيكويى است، براى آن­ ها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند.»   

 يك سؤال

پس از آشنایی با برخی از اهداف و فلسفه ی بعثت انبیاء اکنون این سوال به وجود می آید که چرا با بعثت انبیاء این اهداف محقق نشده و انسان ها هم چنان در جهل ، ناپاکی، تاریکی، اسارت در انواع دام ها و بی عدالتی و بی الگویی قرار دارند؟

جواب

جواب اين سؤال را با توجه به ويژگى مختار بودن انسان باید به دست آورد ؛ توضیح اینکه خداوند به انسان قدرت اختیار و انتخاب داده است و بنا نیست انسان برای پذیرش و تحقق این اهداف از روی مجبوری به آنها گردن نهد. خداوند براساس حكمت، اسباب و شرايط تكامل اختيارى انسان را برای انسان فراهم می کند و امکان شناخت حق و باطل، درست و نادرست و خوب وبد را به او می دهد و سپس او را در انتخاب هر کدامی از آنها آزاد می گذارد تا با اراده و تصمیم خود یکی را برگزیند و به نتیجه و پیامدهای آن از ثواب و عقاب نیز ملتزم و پای بند بماند، خداوند در این زمینه تصریح نموده است که ؛ وَ لَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَکُونُوا مُؤْمِنِينَ‌؛[11] و اگر پروردگار تو مى‏خواست ، قطعاً هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مى‏آوردند . پس آيا تو مردم را ناگزير مى‏كنى كه ایمان بیاورند ؟

آری، کار انبیاء اتمام حجت و زمینه سازی برای گرایش مردم به سمت خوبی ها وکمالات است، اما اینکه چه کسی راه آنها را انتخاب و از دستورات و راهنمایی آنها پیروی خواهد کرد به تصمیم و اراده خود او وابستگی دارد، اگر راه درست را انتخاب نموده و به عبادت خدا بپردازد نفعش متوجه خود او شده و با این کار خود کدام نفعی به خدا نمی رساند؛ يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛[12] اى مردم ، شما به خدا نيازمنديد ، و خداست كه بى‏نيازِ ستوده است. و هر کسی نیز راه گمراهی و تباهی را در پیش بگیرد باز ضرری را متوجه خداوند نمی سازد؛ ... وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاکِرِينَ‌؛[13]... و هر كس از عقيده خود بازگردد ، هرگز هيچ زيانى به خدا نمى‏رساند، به گفته ی شاعر :

هر چه کنی به خود کنی     گر همه نیک و بد کنی.  

امیدوارم خداوند متعال توفیقی عنایت کند که با معرفت و شناخت، توفیق انتخاب راه انبیاء را پیدا نموده و با کمال اختیار و با اراده و انتخاب خود، اهداف بعثت آن بزرگواران را در زندگی فردی و اجتماعی خود محقق سازیم.

27 رجب المرجب 1434  

مظفری

پانوشت ها

 

[1] ﴿آل‏عمران‏، 164﴾

[2] ﴿البقرة، 151﴾

[3]﴿الجمعة، 2﴾

[4] ﴿ق‏، 45﴾

[5] ﴿الغاشية، 21﴾

[6]﴿الأعراف‏، 157﴾

[7] ﴿إبراهيم‏، 1﴾

[8] (نساء/165)

[9] (حديد/25)

[10]  (احزاب/21)

[11] ﴿يونس‏، 99﴾

[12] ﴿فاطر، 15﴾

[13] ﴿آل‏عمران‏، 144﴾

 

  نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1392ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

 

بسمه تعالی

دوستی می گفت پس از سالها زندگی مشترک، روزی زنم از من خواست که شب جمعه ای با زن دیگری برای گردش و صرف شام به بیرون بروم. اول از این پیشنهاد تعجب کردم ولی زنم به من اطمینان دادکه او واقعاً این پیشنهاد را جدی و صمیمانه مطرح می کند و مرا دوست می دارد و اظهار داشت که آن  زن دیگر هم مرا دوست می دارد و از گردش رفتن با من لذت خواهد برد.

پس از کمی صحبت معلوم شد که آن زن دیگر مادرم است که پس از ازدواجم و گرفتار شدنم در مشغله های زندگی، دیگر خیلی وقت ها از او سر نمی زنم و خیلی کم و بسیار به صورت نامنظم به او تلفن می زنم.

از این پیشنهاد استقبال کردم و برای طرح پیشنهاد به مادرم تلفن کردم که می خواهم شب جمعه برای گردش و صرف شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید: مگر چیزی شده؟ آخر او از کسانی بود که تماس تلفنی یا دعوت غیرمنتظره را نشانه ی یک خبر بدمی دانست. به او اطمینان دادم که چیزی نشده و خیریت است تنها می خواهم شبی برای یادگاری هم که شده باهم گردش برویم تا بیشتر خوش بگذرد. او پس از کمی تأمل موافقتش را اعلام کرد.

شب جمعه پس از تمام شدن کار، وقتی برای بردنش به خانه اش رفتم ،دیدم لباس بیرونی اش را پوشیده و آماده منتظرم نشسته است، با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد و از من به گرمی استقبال کرد. وقتی سوار ماشین می شد گفت به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون می روم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.

با هم به رستورانی رفتیم که هر چند خیلی لوکس نبود ولی محیط گرم و صمیمی داشت. شام ساده ای را سفارش دادم و با هم میل کردیم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه راجع به کارهای روزمره داشتیم و مادرم برخی از تجارب گذشته ی خود در باره ی زود گذری دنیا و توجه به عاقبت زندگی را با مهربانی و از روی دلسوزی برایم نقل کرد، من در مقابل او چیزی برای گفتن نداشتم و سراپا گوش شده و با تکان دادن سر تصدیقش می کردم ...

وقتی او را به خانه اش برگرداندم گفت: فرزندم باز هم می خواهم با تو بیرون بروم اما به شرط اینکه این دفعه او مرا دعوت کند. من هم با خوشحالی قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید:شام بیرون خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیش از آنچیزی که تصورش می کردم.

چند روز بعد متأسفانه مادرم ناگهانی و در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.

کمی بعد پاکتی از رستورانی که با مادرم در آن غذا خورده بودیم بدستم رسید وقتی پاکت را باز کردم دیدم کپی رسید دو غذا و یادداشتی بدین مضمون بدان الصاق شده است:

 «فرزندم نمیدانم که آیا در شب موعود در آنجا خواهم بود یا نه، ولی هزینه ی غذای ۲ نفر را پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت و تو هرگز نخواهی فهمید که آن شب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم».

در آن هنگام بود که فهمیدم احسان و نیکی به موقع به عزیزان مان چه قدر اهمیت دارد و چه قدر مهم است زمانی را که شایسته ی آنهاست به آنها اختصاص دهیم و هر کاری را به موقع انجام دهیم؛زیرا خیلی از کارها را نمیتوان به وقت دیگری واگذار کرد و بسیاری از کارها در وقت دیگر اصلاً امکان جبران ندارد و آن زمان تنها افسوس خوردن فایده ندارد.

باشد که تا فرصت از دست نرفته است کمی تأمل کنیم.

التماس دعا

  نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

 بسمه تعالی

حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى كه در وجودت خير و خوشبختى هست يا نه، به درون خود دقّت كن ببین اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصيت و گناه ناراضی، پس بدان که در وجودت خير و سعادت هست; و خداوند تو را دوست مى دارد.

ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشنود باشى و به اهل معصيت عشق و علاقه داشته باشی، پس بدان که خير و خوبى در تو نیست; و خداوند تو را دشمن  می دارد.  و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، محشور مى گردد. [1]

در حدیث دیگر فرموده است : هركس درباره مسائل دين بدون علم و اطلاع فتوا بدهد و یا نظريه اى ارائه دهد، ملائكه ی رحمت و ملائكه ی عذاب او را لعن و نفرين مى كنند و گناه عمل كننده به آن فتوا و نظریه ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده ی  همان شخص گوينده خواهد بود. [2]

در حدیث دیگر فرموده است : هركس راه هدايت و سعادتى را به روی دیگران بگشايد و يا آن را به ديگران آموزش دهد، اجر و پاداش او مثل  اجر كسى است كه به آن كار خير عمل می کند بدون آن كه از پاداش عمل كنندگان چیزی كسر شود.[3]

اول رجب سالروز فرخنده ولادت باسعادت آن آمام بزرگوار برهمه شیعیان و دوست داران آن حضرت مبارک باد.

پانوشت ها:

[1]  إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ; وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ. ؛ اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّيعة: ج 16، ص 183، ح 1.

[2]  قالَ (عليه السلام): مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْياهُ. ؛ اصول كافي: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرك الوسائل: ج 17، ص 244.

[3]  قالَ (عليه السلام): مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلايَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ أجُورِهِمْ ؛ وسائل الشّيعة: ج 1، ص 436.

  نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 7:14 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

 

بسمه تعالی

در تمام فرهنگ ها مخصوصاً در فرهنگ دینی نیکی به پدر و مادر از اهمیت خاصی برخوردار است. در چهار آیه ی قرآن کریم بلافاصله پس از توحید و پرستش خداوند، امر به احسان به پدر و مادر شده است که خود نشانگر جایگاه ویژه ی والدین نزد خداوند متعال است.[1] گذشته از دستورات عمومی نسبت به نیکی در حق پدر و مادر به طور مستقل درباره مادر نیز سفارش‌های فراوانی شده است.

 از جمله از حضرت امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که:

«حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که هیچ کسی در آنجا نگه نمی دارد و از میوه­ی دلش چیزی به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، ناملایمات غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادمان و خرم است که تو را سیر کند و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند، خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند، با تحمل مشقت، آرامش و تنعم تو را فراهم نماید و با پذیرش رنج بی خوابی، تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه ی جوشانی برای رفع عطش تو  و جانش فدای تو شده است و سرد و گرم روز گار را به خاطر تو پذیرا گشته است. پس باید به پاس این همه محبت و زحمت، شکرگذار او باشی و هرگز نمی توانی این کار را انجام دهی مگر خدا یاری ات کند».[2]

به حق درست فرموده است امام سجاد علیه السلام که که اگر لطف و توفیق الهی شامل حال انسان نشود هیچ کس نه توان شناخت مقام مادر را دارد و نه پس از شناخت توان شکرگذاری از او را دارد و من نیز باکمال عجز، خدمت مادر عزیزم عذر تقصیر آورده و در سالروز فرخنده ولادت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها الگو و اسوه ی همه آزاد زنان و مردان عالم و روز مادر خدمتش عرض می کنم که :

مادر! مرا ببخش!
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر! حلال كن كه سرا پا ندامت است
با چشم اشكبار، ز پيشم چو ميروي
سر تا به پاي من غرق ملامت است.
***
هر لحظه در برابر من اشك ريختي
از چشم پر ملال تو خواندم شكايتي
بيچاره من، كه با همه ي اشكهاي تو
هرگز نداشت راه گناهم نهايتي
***
تو گوهري كه در كف طفلي فتاده اي
من، ساده لوح كودك گوهر نديده ام
گاهي به سنگ جهل، گهر را شكسته ام
گاهي به دست خشم به خاكش كشيده ام
***
مادر! مرا ببخش.
صد بار از خطاي پسر اشك ريختي
اما لبت به شكوه ي من آشنا نبود
بودم در اين هراس كه نفرين كني ولي ــ
كار تو از براي پسر جز دعا نبود.
***
بعد از خدا ، خداي دل و جان من توئي
من،بنده اي كه بار گنه مي كشم به دوش
تو، آن فرشته اي كه زمهرت سرشته اند
چشم از گناهكاري فرزند خود بپوش.
***
اي بس شبان تيره كه در انتظار من
فانوس چشم خويش ــ به ره ، بر فروختي
بس شامهاي تلخ كه من سوختم ز تب
تو در كنار بستر من دست بر دعا
بر ديدگان مات پسر ديده دوختي
تا كاروان رنج مرا همرهي كني
با چشم خواب سوز چون شمع دير پاي
هر شب، گريستي تا صبح ، سو ختي.
***
شبهاي بس دراز نخفتي كه تا پسر
خوابد به ناز بر اثر لاي لاي تو.
اين قامت خميده ي در هم شكسته ات
گوياي داستان ملال گذشته هاست
رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات
ويرانه اي ز كاخ جمال گذشته هاست.
***
در چهره تو مهرو صفا موج مي زند
اي شهره در وفا و صفا! مي پرستمت
در هم شكسته چهره تو، معبد خداست
اي بارگاه قدس خدا! مي پرستمت.
***
مادر!من از كشاكش اين عمر رنج زاي
بيمار و خسته جان به پناه تو آمده ام
دور از تو هر چه هست، سياهيست ، نور نيست
من در پناه روي چو ماه تو آمدم
مادر ! مرا ببخش
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر ،حلال كن كه سرا پا ندامت است
با چشم اشكبار ز پيشم چو مي روي
سر تا به پاي من غرق ملامت است.
[3]

پانوشت ها:
 

[1]  وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً ؛ و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه : « جز خدا را نپرستيد ، و به پدر و مادر ، ... احسان كنيد ﴿البقرة، 83﴾

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لاَ تُشْرِکُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً... ؛و خدا را بپرستيد ، و چيزى را با او شريك مگردانيد ; و به پدر و مادر احسان كنيد ; ﴿النساء، 36﴾

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَيْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً ؛ بگو : « بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم : چيزى را با او شريك قرار مدهيد ; و به پدر و مادر احسان كنيد؛ ﴿الأنعام‏، 151﴾

وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً کَرِيماً ؛ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [ خود ] احسان كنيد . اگر يكى از آن دو يا هر دو ، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [ حتى ] « اوف » مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى .﴿الإسراء، 23﴾

[2]  وَ أَمَّا حَقُ‏ أُمِّكَ‏ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْكَ حَيْثُ لَا يَحْتَمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَعْطَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لَا يُعْطِي أَحَدٌ أَحَداً وَ وَقَتْكَ بِجَمِيعِ جَوَارِحِهَا وَ لَنْ تُبَالِ أَنْ تَجُوعَ وَ تُطْعِمَكَ وَ تَعْطَشَ وَ تَسْقِيَكَ وَ تَعْرَى وَ تَكْسُوَكَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحَى وَ تَهْجُرَ النَّوْمَ لِأَجْلِكَ وَ وَقَتْكَ الْحَرَّ وَ الْبَرْدَ لِتَكُونَ لَهَا وَ أَنَّكَ لَا تُطِيقُ شُكْرَهَا إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِيقِه‏؛ الأمالي( للصدوق) ، ص 371 ، المجلس التاسع و الخمسون

[3] مهدی سهیلی

مظفری

۲۰ جمادی الثانی ۱۴۳۴

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

مواظب زبان خود باشیم

خداوند متعال در مورد چگونگی استفاده از زبان این عضو مهم و تأثیر گذار در زندگی فردی و اجتماعی بیان های گوناگونی دارد که در این جا به یک مورد آن اشاره ی اجمالی صورت می گیرد. در سوره احزاب آیه 70 می فرماید : «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد تقواى الهى پيشه كنيد، و سخن حق و درست بگوئيد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً).

« سديد» از ماده« سد» به معنى« محكم و استوار» و خلل ناپذير و موافق حق و واقع است، گفتار سدید سخنى است كه همچون سد محكم جلو امواج فساد و باطل را مى‏گيرد، و اگر بعضى از مفسران گفتار سدید را به معنى گفتار «صواب و مطابق با واقع» و بعضى به معنى«خالص بودن از كذب و لغو» يا «هماهنگ بودن ظاهر و باطن» و يا موافق با «صلاح و رشاد» و مانند آن تفسير كرده‏اند همه به همان معناى جامع فوق یعنی گفتار محکم و موافق حق برمى‏گردد.

در آيه ی بعد دو نتيجه ی بسیار مهم این سخن محکم و مطابق حق را بيان مى‏ کند: «خداوند به خاطر تقوا و گفتار حق اعمال شما را اصلاح مى‏كند و گناهان شما را مى‏بخشد» (يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ)

خود این دستور خداوند به تقوا و گفتار محکم و استوار و سپس اشاره به دو پیامد بسیار مهم آن بیانگر این حقیقت است که در حقيقت رعایت تقوا، پايه ی اصلاح زبان و سرچشمه گفتار حق است، و گفتار حق يكى از عوامل مؤثر اصلاح کارها است، و اصلاح کارها سبب آمرزش گناهان می شود، چرا كه إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ «اعمال نيك اعمال بد را از بين مى‏برند».[1]

با توجه به همین اهمیت زبان در زندگی و سرنوشت انسان، علمای اخلاق بیان داشته اند که زبان پربركت‏ترين عضو بدن، و مؤثرترين وسيله ی طاعت و هدايت و اصلاح انسان است، و در عين حال می تواند خطرناكترين و پر گناهترين عضو بدن نیز محسوب ‏شود، تا آنجا كه همين عضو كوچك می تواند حدود سى گناه كبيره را انجام دهد. بیست گناه آن را «غزالى» در «احياء العلوم» اینگونه شمرده است:

 1- دروغ؛ 2- غيبت؛ 3- سخن‏چينى؛ 4- نفاق و دو رویی در سخن (دو زبانه بودن)؛ 5- مدح بيجا؛ 6- بدزبانى و دشنام؛ 7- غنا و اشعار نادرست؛ 8- افراط و زیاده روی در مزاح؛ 9-  مسخره کردن و استهزاء؛ 10- افشاء اسرار ديگران؛ 11- دادن وعده ی خلاف؛ 12- لعن و نفرین نابجا؛ 13- دشمنی و نزاع؛ 14- جدال و بازمانی؛ 15- گفتگو در امور باطل؛ 16- پر حرفى؛ 17- گفتگو در امورى غیر مربوط به انسان؛ 18- وصف مجالس شراب و قمار و گناه؛ 19- سؤال و جستجو از مسائلى خارج از عهده ی درك انسان؛ 20- تصنع و تكلّف در سخن؛-  ده گناه مهم ديگر در تفسیر نمونه بر آن افزوده‏ شده است:

۱- تهمت زدن؛ 2- شهادت باطل؛ 3- اشاعه فحشاء و نشر شايعات بى اساس؛ 4- خودستايى؛ 5- اصرار بيجا؛ 6- خشونت در سخن؛ 7- اذیت کردن با زبان؛ 8- مذمت شخص غیر مستحق مذمت ؛ 9- كفران و ناسپاسی زبانی از نعمت ها؛ 10- تبليغ باطل؛

زبان می تواند این 30 گناه کبیره را بدون هزینه ی زیاد انجام دهد و شاید بتوان نقش مستقیم و غیر مستقیم زبان را در بسیاری از گناهان دیگر نیز پیدا کرد. مثلاً دروغ که یکی از گناهان زبان است می تواند منشأ انواع و اقسام گناهان دیگر گردد.  چنانچه از امام عسکری علیه السلام نقل شده است که حضرت فرموده است: همه ی زشتی ها در منزلی قرار داده شده است که درب  همه ی آنها با دروغ باز می شود. [2]

در روایتی دیگر نقل شده است که شخصی خدمت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم رسید و عرض کرد: یا رسول الله به من رفتاری را بیاموزان که خیر دنیا و آخرت را برایم فراهم نماید. حضرت بسیار خلاصه فرمود: دروغ نگو.

 آن شخص می گوید : من در حالتی قرار داشتم که خدا آن را دوست نداشت،(یعنی عادت بر گناه داشته است) ، پس آن حالت را ترک کردم از این ترس که اگر کسی از من سوال کند که فلان کار را انجام داده ای یا نه ، اگر راستش بگویم رسوا می شوم و اگر دروغ بگویم به تعهدی که به پیامبر داده ام عمل نکرده ام، از این رو با ترک دروغ، ترک از عادت های بد نیز برایم فراهم شد.[3]

در سفارشی از امام علی علیه السلام نیز می خوانیم که : ... زبان را يكى كنيد، مرد بايد زبان خود را کنترل كند، زيرا زبان نسبت به صاحبش چموش است، به خدا سوگند بنده با تقوايى را نمى‏بينم كه تقوايش او را سود دهد مگر آنكه زبانش را حفظ كند. قطعاً زبان مؤمن پشت قلب او، و دل منافق پشت زبان اوست، زيرا مؤمن چون بخواهد سخنى گويد در باره آن در دلش می اندیشد، اگر خير بود آن را آشكار می سازد، و اگر شر بود آن را می پوشاند. اما منافق هر چه به زبانش بیايد می گويد، نمى‏فهمد چه سخنى برایىش سودمند و كدام گفتار برایىش زيان آور است. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «ايمان بنده‏اى استوار نمى‏شود مگر دلش استوار شود، و دلش استوار نمى‏گردد مگر زبانش استوار شود». پس هر يك از شما بتواند خدا را ملاقات كند در حالى كه‏دستش از خون و مال مسلمين پاك، و زبانش از هتك آبروى آنان سالم باشد بايد چنين كند.[4]

در حدیث جالب ديگرى از امام سجاد علیه السلام آمده است كه «زبان هر کس هر روز صبح از اعضاى ديگر احوالپرسى مى‏كند و مى‏گويد: چگونه صبح كرديد؟ همه آنها در پاسخ اين اظهار محبت زبان مى‏گويند: ما خوبیم اگر تو بگذارى! سپس اضافه مى‏كنند: تو را به خدا سوگند ما را رعايت كن، «ما به وسيله ی تو ثواب مى‏بينيم و يا مجازات مى‏شويم»[5]

به همین جهت خداوند متعال نیز می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً يُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً.[6]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد . تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشايد ، و هر كس خدا و پيامبرش را فرمان بَرَد قطعاً به رستگارى بزرگى نايل آمده است .

آری چه رستگارى و پيروزى از اين برتر و بالاتر كه اعمال انسان با کنترل زبان و گفتار حق و استوار، پاكیزه گردد، و گناهان انسان بخشوده شود و خود انسان در پيشگاه خدا رو سفيد حاضر گردد؟[7]                         

 



[1] سوره هود آيه 114

[2]  وَ قَالَ الْإِمَامُ الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ ع‏ جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ كُلُّهَا فِي بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهَا الْكَذِبَ‏؛ مجلسی، بحار الأنوار (ط - بيروت)    ج‏69    263     باب 114

[3]  رُوِيَ‏ أَنَّ رَجُلًا أَتَى سَيِّدَنَا رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَلِّمْنِي‏ خُلُقاً يَجْمَعُ‏ لِي خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَقَالَ لَا تَكْذِبْ فَقَالَ الرَّجُلُ فَكُنْتُ عَلَى حَالَةٍ يَكْرَهُهَا اللَّهُ فَتَرَكْتُهَا خَوْفاً مِنْ أَنْ يَسْأَلَنِي سَائِلٌ عَمِلْتَ كَذَا وَ كَذَا فَأَفْتَضِحَ أَوْ أَكْذِبَ فَأَكُونَ قَدْ خَالَفْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص فِيمَا حَمَلَنِي عَلَيْهِ؛ مجلسی ، بحار الأنوار (ط - بيروت) ج‏69 262 باب 114  

[4]  ... وَ اجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً وَ لْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِي تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى [يَخْتَزِنَ‏] يَخْزُنَ لِسَانَهُ وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ لَا يَدْرِي مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَيْهِ وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى‏ يَسْتَقِيمَ‏ لِسَانُهُ‏ فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمْ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى وَ هُوَ نَقِيُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمْوَالِهِمْ سَلِيمُ اللِّسَانِ مِنْ أَعْرَاضِهِمْ فَلْيَفْعَل‏؛نهج البلاغة (للصبحي صالح)       253-254.

[5] عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ عَلَى جَمِيعِ جَوَارِحِهِ- كُلَّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ‏ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ وَ نُعَاقَبُ بِكَ.؛کلینی، الكافي (ط - الإسلامية) ج‏2 ،ص115

[6] ﴿الأحزاب‏،71- 70﴾ 

[7]  رک ، مکارم شیرازی،تفسير نمونه، ج‏17، ص:449- 447

 

  نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اسفند 1391ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

با عرض سلام و احترام خدمت خوانندگان عزیز و گرامی ، نتایج کانکور 1391 برخلاف سالهای گذشته یک مقدار زودتر اعلان گردید و بسیار خوشحالیم که تعداد نسبتاً زیادی از محصلین لیسه های دخترانه و پسرانه چهل باغتوی پشی امسال نتایج مثبت گرفته اند. در ابتدا راهیابی این عزیزان را در دانشگاه ها و موسسات تحصیلات عالی خدمت شان و خدمت مردم شریف خود و بخصوص والدین و اساتید و همه‌ی بستگان شان تبریک و تهنیت می گویم و از خداوند منان موفقیت روز افزون این عزیزان و دیگرجوانان و نوجوانان خود را مسئلت می نمایم. در ثانی لیست نتایج این عزیزان را که امسال با زحمت برادرعزیزم نوروزعلی مظفری به دست آمده را خدمت شما ارائه می نمایم، قبل از آن چند نکته کوتاه را خدمت دوستان به عرض می رسانم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسم رب الشهدا

هنوز چهل روز از شهادت شهدای علمدار رود کویته نگذشته است که جنایت هولناک تر دیگری توسط افراد خون آشام و بی عقل و منطق و دور از انسانیت و دین و مذهب، تعداد زیادی از افراد بیگناه دیگر اعم از زن و مرد،کودک و بزرگ را این بار در هزاره تاون به خاک و خون کشید و مصیبت جانگداز دیگری را بر قلوب میلیاردها انسان آزاده و هزاران انسان هم نژاد و هم مذهب و صدها خانواده داغدار گذاشت، 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

تأملی برموضوع"نگاهی نو به انجمن فرهنگی-اجتماعی پیام"

علی محمد مظفری

سلام خدمت همه خوانندگان محترم وعلاقمندان این وبلاگ!

مدت ها بود که اینجانب در وبلاگ پیام و هم چنان در هیچ شبکه ای ارتباطی، کدام نظر و نمایشی نمی دیدم، اما خیلی خوشحال شدم که مجموعه نظرات و پیشنهاد های خیلی عالی و پسندیده و آینده ساز را تحت عنوان " نگاهی نو به انجمن فرهنگی – اجتماعی پیام" در این صفحه مجازی مشاهده نمودم. 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

مقدمه :

باسلام خدمت دوستان نوشته ای از برادرعزیزم علی حسین مظفری"ظفر" در باره ی انجمن فرهنگی پیام دریافت نموده ام که نقطه نظرات ایشان را در این باره بیان می کند و از من خواسته شده است که آن را خدمت دوستان به نشر بسپارم که با امتثال امر آن را خدمت شما تقدیم می نمایم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1391ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

چند شبانه روز است که هزاره ها و شیعیان داغدار کویته در سرمای جانسوز در کنار ابدان عزیزان شان با قلب های مالامال از غم و اندوه به تحصن نشسته اند، جای دیگر هزاره ها و شیعیان در علمدار رود خالی است که از نزدیک به زیارت شهداء مظلوم و قطعه قطعه شده حادثه روز پنجشنبه حضور یابند و در کنار بازماندگان و دیگر مردم عزادار کویته در سرمای زیر صفر با دل‌های داغدار اما امیدوار، خدا را به استغاثه بنشینند و با بغض‌های شکسته دنیا را فرا بخوانند که این شهداء مظلوم به چه گناه کشته شده اند و «بایّ ذنبٍ قُتِلَت»؟

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت سالروز شهادت امام رضاعلیه السلام جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای مظفری در حضور جمعی از مهاجرین سخنرانی کردکه برای اصلاح برخی از نگرش های موجود در برخی از اذهان، مفید است و بنا به تقاضای برخی از دوستان، متن آن تهیه شده و برای استفاده ی عموم علاقمندان تقدیم می گردد. 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1391ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

به دنبال جلسه ی مهاجرین چهل باغتوی پشی مقیم تهران، جلسه ی دیگر در روزجمعه تاریخ 15/10/91 با حضور حجج اسلام آقایان افضلی، مظفری و توسلی و آقایان حلیمی، محب الله ظفرنژاد، حاج رحمانی و نمایندگان قریه های میانه، گزکی، چارشمبی، قلدی، توغلوغ و... در اصفهان اتاق آقای محمدشاه اخلاقی پیرامون ادامه ی کارهای صندوق خیریه امام حسین (ع) برگزار گردید...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

 باسلام خدمت برادران و دوستان عزیز !
ضمن آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما، دوست دارم به استحضار برسانم که در ادامه فعالیت برای کتابخانه عمومی چهل باغتوی پشی به رغم بی مهری ها و کمبودها در سال جاری نیز توفیقی حاصل شد که از کتاب های شخصی و اهدایی بعضی از دوستان بیش از صدو پنجاه جلد کتاب به ارزش نزدیک به ۳۰۰۰۰۰ تومان به کتابخانه ارسال کنیم که بحمدالله همه ی آنها صحیح و سالم به منطقه رسیده و تحویل کتابخانه داده شده است. ناگفته نماندکه کرایه غزنی تا جاغوری آن به مبلغ ۵۰۰ افغانی را جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای توسلی پرداخته است، خداوند به ایشان جزای خیر عنایت کند. با توجه به گرانی های پیش آمده بخصوص در قسمت کتاب که نسبت به دو سه سال قبل بیش از پنچ برابر شده است و گرانی کرایه و دشواری های پیش آمده در قسمت ارسال کتاب به داخل افغانستان هرچند امکان ارسال کتاب  را دشوار و تا حدودی ناممکن ساخته است اما از دوستان و افراد نیکوکار و خیر اندیش توقع داریم که با کمک های شان این امکان را هم چنان باز نگه دارند تا بتوانیم در سال های آینده نیز این روند را ادامه دهیم . در ادامه  لیست اسامی کتب ارسال شده به محضر شما تقدیم می گردد.  
باسپاس
مظفری

ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

 بسمه تعالی

در ماه محرم سال جاری( 1434 هـ ق) ، مهاجرین چهل باغتوی پشی مقیم جمهوری اسلامی ایران سه جلسه با شکوه عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام را در شهرهای قم ، تهران و اصفهان برگزار کردند، جلسه ی  شهر قم که مربوط به تمام مهاجرین منطقه ی پَشی است ، بیش از سه دهه سابقه دارد و جلسه اصفهان نیز چند سالی است که برگزار می شود، اما جلسه ی شهر تهران امسال برای اولین بار با همت جوانان و نوجوانان با نظم و هماهنگی مثال زدنی با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین آقای افضلی و نوحه خوانی و سینه زنی جوانان و نوجوانان آن منطقه از اول محرم به مدت ده شب برگزار گردید.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1391ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

 

بسمه تعالی

مقدمه :

در قسمت های قبلی با نظریه همبستگی اسلام و حکومت از نظر قرآن کریم آشنا شدیم و بیان گردید که  از نظر قرآن کریم حاکمیت از آنِ خداوند بوده و آن را از طریق فرستادن انبیاء و کتاب های آسمانی به مرحله ی اجراء می گذارد و به همین جهت مشروعیت حکومت انبیاء از جمله حکومت پیامبراکرم (ص) مشروعیت الهی است در ادامه به نحوه ی مشروعیت حکومت جانشینان انبیاء از جمله جانشینان پیامبراکرم(ص) می پردازیم. 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

مشروعیت سیاسی و انواع آن

در بخش قبلی راجع به انحصار حق حاکمیت برای خداوند از دیدگاه­ی قرآن کریم مطالبی بیان گردید، سوال از اینکه چه کسی باید حکومت کند، در حقیقت سوال از منشأ مشروعیت حاکم و حکومت است که مردم براساس همان منشأ، حکمرانی حاکم یا حکومتی را می پذیرند و از آن اطاعت می کنند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1391ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

در دو بخش قبلی، نظریه جدایی دین از حکومت در مسیحیت و پیشینه ی این نظریه در اسلام مورد تذکر قرار داده شد، در این بخش به صورت خلاصه به نظریه همبستگی اسلام با حکومت از دیدگاه ی قرآن کریم می پردازیم.

قابل یادآوری است که یکی از عوامل تحقق جدایی آئین مسیحیت از حکومت در غرب ، عامل درونی و نبود برنامه های اجتماعی و سیاسی در کتاب مقدس و پذیرش تفکیک سیاست از دیانت توسط آبای کلیسا بود، در این بخش این عامل را از نظر اسلام بررسی خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که این عامل در دین مقدس اسلام وجود نداشته و اسلام هم برنامه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و خلاصه احکام حکومتی دارد و هم نظریه ی تفکیک دیانت از سیاست با سیره ی عملی و گفتاری رهبران دینی و آموزه های اسلامی سازگاری ندارد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

در بخش قبلی عوامل پیدایی و پایایی نظریه جدایی دین از حکومت در عالم مسیحیت مورد اشاره قرار گرفت و در پایان تذکر داده شد که بسیاری از عوامل پیدایی این نظریه، در دین اسلام مطرح نبوده و از این نظر تطبیق این نظریه بر اسلام قیاس مع الفارق بوده و درست نخواهد بود. در این بخش نگاه کوتاهی به پیشینه ی این نظریه در اسلام می اندازیم .

پیشینه ی جدایی دین از حکومت در اسلام

در حکومت های اسلامی گذشته، عقب راندن دین از عرصه ی سیاست و حکومت و انحصار وظایف عالمان دین به آیین های فردی و اجتماعی، آنگونه که در آیین مسیحیت سپری گردیده است، سابقه ندارد، هرچند در برهه هایی از زمان این رویکرد خواستگاه هایی داشته و تلاش هایی هم در این جهت از طرف حکومت هایی صورت گرفته است، از جمله در زمان معاویه در سال 40 هجری قمری، وی پس از صلح با امام حسن(ع) اندیشه ی درونی خود را اینگونه ابراز کرد که : من با شما جنگ نکردم که نماز بخوانید، روزه بگیرید و حج برگزار کنید و یا زکات دهید، شما خود این کار ها را انجام می دهید، بلکه من با شما جنگ کردم تا بر شما حکومت کنم.[1]


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

 بسمه تعالی

نظریه جدایی دین از دولت یا دین از سیاست سابقه ی نسبتاً طولانی داشته و نمود هایی از آن را در مسیحیت بیشتر و در اسلام به صورت کمتر مشاهده می کنیم. در این نوشته سعی می شود در ابتدا این نظریه و عوامل پیدایش و پایایی آن در دنیای مسیحیت بررسی گردیده و سپس تطبیق آن بر اسلام از نگاه برون دینی و درون دینی بررسی شود و پس از بیان دیدگاه اسلام مبنی بر همبستگی دین و دولت، در اخیر به شبهات و نظرات مخالف این دیدگاه نیز پرداخته شود.

در مسیحیت نظریه جداانگاری دین و حکومت و اینکه کار قیصر به قیصر و کار دین به خدا و کلیسا واگزار شود، مورد وفاق اسقف ها و پاپ ها در سده های متمادی قرون وسطی بوده و اختلاف شان بیشتر در منشأ مشروعیت امپراتور بوده است، به این معنی که کلیسا اعتقاد داشت مشروعیت امپراتور از کلیسا دریافت می شود و امپراتور مانند هر مسیحی دیگر باید ازپاپ اطاعت کند، اما امپراتور­ها اغلباً چشم طمع به حریم کلیسا دوخته و خود را به عنوان جانشین خدا، حاکم بر کلیسا می پنداشتند.[1]

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اقراء باسم ربك الذی خلق ؛ خلق الانسان من علق ؛ اقراء و ربك الاكرم الذی علّم بالقلم ...

بخوان…

بخوان به نام پروردگارت که آفرید

به نام کسی که انسان را از علق آفرید.

بخوان و پروردگار تو کریمترین(کریمان) است.

همان کس که به وسیله ی قلم آموخت...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط مظفری  | 

بسمه تعالی

باسلام خدمت دوستان عزیز و خوانندگان وبلاگ آیینه !

قابل یادآوری است که از مدتی به این سو مباحثی در وبلاگ پیام در جریان است و بحمدالله دوستان پس از یک رکود نسبتاً طولانی مجدداً فعالانه حضور پیدا نموده و با نوشته های شان تحرک خوبی پدید آورده اند، به گونه ای که در این اواخر فرصت پاسخ گویی و تبادل نظر درمورد جزئیات بیشتری از دیدگاه ها پیدا نشده و تا می خواهیم پاسخی به مطلبی بنویسیم مسئله ی جدیدی مطرح گردیده و  پرداختن به مباحث قبلی را از رده خارج می سازد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط مظفری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM